صفت های بایسته یک رهبر

شخصیت: قطعه­ای از یک تخته­سنگ باشید.

آن­چه باید درباره منش و شخصیت آموخت:

١. منش و خصلت چیزی فراتر از صحبت کردن است.

۲. استعداد نعمتی خداداد است، اما منش و شخصیت به انتخاب شماست.

۳. منش و شخصیت باعث می­شود در دل مردم جا باز کنید.

۴. رهبران نمی­توانند از محدودیت­های شخصیتی خود فراتر روند.

برای بهتر کردن منش و شخصیت خود اقدامات زیر را انجام دهید: - دنبال شکاف­ها بگردید. - الگوها را پیدا کنید. - با مسئله روبرو شوید. - بازسازی و ترمیم کنید.

جذبه: تاثیر اول، می­تواند معامله را جوش دهد.

چگونه می­توانید از جذبه خوبی برخودار شوید؟ به جای این­که دیگران درباره شما خوب فکر کنند، کاری کنید که نسبت به خودشان احساس خوبی داشته باشند. جذبه، توانایی جلب کردن دیگران به سمت خویشتن است  مانند سایر ویژگی­های شخصیتی می­توان آن را پرورش داد. برای این­که بهتر بتوانید دیگران را به خود جذب کنید به این توصیه­ها عمل کنید: عاشق زندگی باشید، به دیگران امید دهید، سرمایه­های وجودی خودتان را با دیگران قسمت کنید. اگر  از لحاظ جذبه شخصی مشکل دارید، حتما با یکی از موارد غرور، عدم امنیت خاطر، دمدمی مزاج بودن، کمال­طلبی و بدبینی­وعیب­جویی روبرو هستید. برای بهبود بخشیدن به این امر اقدامات زیر را صورت دهید: کانون توجه خودتان را تغییر دهید، بازی نخستین تاثیرگذاری را به جای آورید و سرمایه­های وجودی خود را با دیگران قسمت کنید.

تعهد: مفهومی که اهل عمل را از رویایی­ها جدا می­کند.

مردم از رهبران غیر متعهد پیروی نمی­کنند.  اگر می­خواهید رهبر موثری باشید، باید متعهد باشید. تعهد راستین و واقعی به اشخاص الهام می­بخشد و اشخاص را جذب می­کند. ماهیت راستین تعهد کدام است؟ این ملاحظات را در نظر بگیرید: ١- تعهد از دل شروع می­شود. ۲-معیار تعهد، عمل و اقدام است. ۳- تعهد، درها را به روی موفقیت می­گشاید.

در زمینه تعهد به ۴ گروه اشخاص زیر بر می­خوریم:

          S            از زیر  کار  درروها: کسانی که هدفی ندارند و متعهد نمی­شوند.

          S            محافظه­کارها: کسانی که مطمئن نیستند به هدف خود می­رسند و بنابر این از متعهد شدن می­ترسند.

          S            انصرافی­ها: کسانی که به سمت هدف خود حرکت می­کنند، اما وقتی به مشکلی بر می­خورند، از آن دست می­کشند.

          S            جانفشان­ها: کسانی که برای رسیدن به هدف هر بهایی را که لازم است، می­پردازند.

برای بهبود تعهد لازم است، آن را اندازه بگیرید و به این توجه کنید که چه کاری ارزش آن را دارد که به خاطر آن خودتان را هلاک کنید.

ارتباط: بدون آن تنها سفر می­کنید.

فراهم آوردن مهارت­های ارتباط عالی برای رهبری موثر یک ضرورت مطلق است. برای پرورش این مهارت لازم است بدانید:

١. پیامتان را ساده کنید. ۲.طرف مقابل را درک کنید. ۳.حقیقت را نشان دهید. ۴.به پاسخ­ها توجه داشته باشید.

راه­های دست­یابی به این مهارت­ها: روشن و رسا باشید، توجه خود را به موضوع بدهید و پیام خود را در عمل به کار ببندید.

صلاحیت: با داشتن صلاحیت موفق می­شوید.

داشتن صلاحیت از حرف و کلام مهم­تر است. برای افزایش صلاحیت باید ١. همه روزه خودی نشان بدهید. ۲. به پیشرفت خود ادامه دهید. ۳. تا رسیدن به نتیجه، کار را دنبال کنید. ۴. بیش از حدی که از شما انتظار دارند، ظاهر شوید. ۵. به دیگران الهام ببخشید.

برای رسیدن به صلاحیت بیشتر، دل به کار دهید، استاندارد خود را از نو تعریف کنید، سه روش برای بهتر شدن پیدا کنید.

شجاعت: شجاع در اکثریت است.

شجاعت را برترین کیفیت انسان خواندند، زیرا سایر کیفیت­ها را تضمین می­کند. وقتی باید تصمیمات جدی بگیرید، نکات زیر را درباره شجاعت در نظر بگیرید:

١. شجاعت با نبردی درونی شروع می­شود. ۲. شجاعت به معنای درست کردن شرایط و امور است و نه سمبل کردن آن­ها. ۳. شجاعت یک رهبر الهام­بخش، تعهد در پیروان است. ۴. زندگی شما به نسبت شجاعتی که دارید پیشرفت می­کند.

برای تقویت شجاعت جا نزنید، با  اشخاصی که می­ترسید، هم­کلام شوید و سعی کنید گام­های بلند بردارید.

بصیرت: به معماهای حل­ناشده پایان بدهید.

رهبران باهوش تنها نیمی از آن­چه را که می­شنوند، باور می­کنند، اما رهبران با فراست می­دانند که کدام نیمه را قبول کنند. داشتن بینش و بصیرت یکی از کیفیات لازم برای همه رهبرانی است که می­خواهند اثربخشی خود را به حداکثر برسانند. این کار به انجام چند کار مهم کمک می­کند:

١. دست­یابی به مباحث ریشه­ای،۲ . افزایش توانایی حل مسئله، ۳. ارزیابی انتخاب­های خویش به منظور حداکثر تاثیرگذاری، ۴. چند برابر کردن فرصت­های مناسب.

و برای بهبود بخشیدن به این مهم باید: موفقیت­های گذشته را تحلیل کنید، بیاموزید که دیگران چگونه فکر می­کنند، به حرف دلتان گوش بدهید.

توجه: هرچه دقیق­تر باشید، شما موفق­تر می­شوید.

اگر در آن واحد دو خرگوش را تعقیب کنید هر دو از دستتان در می­روند. از راهنمایی­های زیر برای کمک به خود استفاده کنید: ۷٠ % به نقاط قوت توجه کنید، ۲۵% به چیزهای جدید توجه کنید، ۵% به نقاط ضعف خود توجه کنید.

برای رسیدن به توجه بیشتر روی خودتان "اولوبت­ها و نقاط قوت خود" کار کنید و با اشخاص پیرامون خود همکاری کنید.

سخاوت: شمع شما وقتی شمع دیگری را روشن می­کند، چیزی را از دست نمی­دهد.

کسی را به خاطر آن­چه دریافت کرده پاداش نمی­دهند، پاداش از آن کسانی است که چیزی را به دیگران می­آموزند.  برای رهبر چیزی مهم­تر از سخاوت نیست. برای آبیاری نهال سخاوت در درون خود لازم است: ١.به خاطر آن­چه دارید، سپاس­گذار باشید، ۲.الویت را به دیگران بدهید، ۳.اجازه ندهید میل به گردآوری،  مال شما را کنترل کند، ۴.پول را یک منبع در نظر بگیرید، ۵.به بذل و بخشش عادت کنید.

و برای دست­یابی به آن، چیزی را به دیگران بدهید، پولتان را به کار بگیرید، کسی را پیدا کنید و او را راهنمایی کنید.

ابتکار عمل: بدون آن خانه را ترک نکنید.

به نظر می­رسد که موفقیت با عمل همراه است. انسان­های موفق به حرکت ادامه می­دهند؛ اشتباه می­کنند اما متوقف نمی­شوند.  ویژگی­هایی که به پیشبرد ابتکار به عمل رهبران کمک می­کند عبارتند از: می­دانند که چه می­خواهند، خود را به عمل وادار می­کنند، به استقبال ریسک­های بیشتری می­روند، اشتباهان بیشتری می­کنند. و برای دست­یابی به این­ها باید: ذهنیت خود را تغییر بدهند، منتظر نمانند که فرصت مناسب در خانه­شان را بزند و قدم بعدی را برمی­دارند.

گوش دادن: برای برقرار کردن ارتباط با دل مردم، از گوش­هایتان استفاده کنید.

گوش رهبر باید با صدای مردم زنگ بزند. رهبر خوب زیاد حرف می­زند ولی بیشتر از آن گوش می­دهد.  گوش دادن دو خدمت به شما می­کند: تماس برقرار کردن با اشخاص و یادگرفتن. با گوش­های باز به پیروان، مشتریان، رقبا و مرشدان توجه کنید. برای تقویت مهارت گوش دادن اقدامات زیر را انجام دهید: به حرف دل دیگران گوش کنید، به دنیای درون دیگران راه پیدا کنید  و سعی کنید به طور منظم با این اشخاص در ارتباط باشید.

اشتیاق: به استقبال زندگی بروید و آن را عاشقانه دوست بدارید.

وقتی رهبری با اشتیاق با دیگران برخورد می­کند، آن­ها هم متقابلا با اشتیاق به او جواب می­دهند. چهار حقیقت درباره شور و شوق: اشتیاق قدم اول برای موفق شدن است. اشتیاق، اراده شما را تقویت می­کند. شور و اشتیاق شما را تغییر می­دهد. شور و اشتیاق "غیر ممکن" را به "ممکن" تبدیل می­کند. برای افزایش اشتیاق خود: شور و حرارت خود را بسنجید، به عشق اولیه بازگردید، با اشخاصی که شور و اشتیاق دارند، معاشرت کنید.

نگرش مثبت: اگر معتقد باشید که می­توانید، حتما می­توانید.

انسان­ها می­توانند با تغییر دادن نگرش ذهنی خود، زندگیشان را تغییر دهند. اگر می­خواهید رهبر موفقی باشید، داشتن نگرش مثبت ضرورت دارد. برای آن­که از معنای مثبت بودن اطلاعات بیشتر به دست آورید،  به موضوعات زیر فکر کنید: نگرش موضوعی انتخابی است، نگرش شما اعمال شما را مشخص می­کند، کارکنان شما، آینه نگرش شما هستند، حفظ یک نگرش آسان­تر از بازیافت آن است.  و برای ارتقای سطح نگرش خود: خود را با مواد خوب تغذیه کنید، همه روزه هدفی را تحقق بخشید، روی دیوار برای خودتان یادداشت بگذارید.

حل مسئله: نمی­توانید مسائل خود را به شکل مسئله به حال خود رها کنید.

می­توانید رهبران را با توجه به مسایلی که به آن می­پردازید، ارزیابی کنید. هر رهبر مسئله­ای در حد و حدود خود را جست­ و جو می­کند. رهبرانی که از توانمندی فراوان برخور دارند، این پنج ویژگی را به نمایش می­گذارند: مسائل را پیش­بینی می­کنند، حقیقت را می­پذیرند، به تصور کلی توجه دارند، کارهایشان را یکی­یکی انجام می­دهند و حتی در شرایط دشوار از هدف­های بزرگ چشم نمی­پوشند. برای بهتر کردن توانایی حل مسئله باید به دنبال مشکل بگردید و به شیوه­ای روشمند عمل کنید و دوروبری­های خود را از میا افرادی با قابلیت حل مسائل انتخاب کنید.

روابط: اگر شما با دیگران رابطه خوبی داشته باشید، آن­ها هم با شما رابطه خوبی خواهند داشت.

مهم­ترین رکن موفقیت این است که بدانیم چگونه با دیگران مدارا کنیم. اشخاص به عنوان رهبر برای این­که بتوانند از ارتباط خوبی با مردم برخوردار گردند باید، دیگران را درک کنند، مردم را دوست بدارند و به آن­ها کمک کنند. برای ارتقای روابط خود ذهن خود را بهبود ببخشید، محبت خود را تقویت کنید و روابط مکدر شده را التیام بخشید.

مسئولیت: اگر وارد گود نشوید، نمی­توانید دیگران را رهبری کنید.

هر موفقیتی شایان توجهی مستلزم قبول مسئولیت است، می­توان گفت کیفیتی که همه افراد موفق از آن بهره دارند، توانایی قبول مسئولیت است. اشخاصی که مسئولیت فراوان دارند، کار را به انجام می­رسانند، مایلن که مایل اضافه را طی کنند، به بهترین­ها فکر می­کنند و بدون توجه به موقعیت تولید می­کنند. و برای بهبود بخشیدن به کارهایشان مداومت به خرج می­دهند، آن­چه را به اندازه کافی خوب نیست، اذعان می­کنند و به دنبال ابزارهای بهتر هستند.

امنیت خاطر: لیاقت و شایستگی هرگز جبران عدم امنیت را نمی­کند.

کسی که می­خواهد همه کارها را خودش انجام دهد و همه افتخارات را به حساب خود بگذارد، نمی­تواند رهبر بزرگی شود. رهبران فاقد احساس امنیت خاطر وجوه مشترک متعددی دارند: به دیگران احساس مثبت نمی­دهند، بیش از آن­چه به دیگران اهمیت می­دهند، از آن­ها می­گیرند، پیوسته بهترین افراد و سازمان خود را محدود می­کنند.  و برای بهبود  بهتر است خودتان را بشناسید، افتخار و اعتبار را به دیگران بدهید.

نظم وانضباط شخصی: اولین کسی که او را رهبری می­کنید، خودتان هستید.

کسی که به منش خود مسلط نباشد، به خودش تعلق ندارد. او به کسانی تعلق دارد که او را در بند می­کشند. برای اینکه رهبر منظمی باشید الویت­های خود را شناسایی کنید، نظم و انضباط شخصی را هدفی برای شیوه زندگی خود قرار دهید، با توجیه و بهانه­ها برخورد کنید، تا زمانی که کار انجام نشده است، پاداش­ها را حذف کنید و به نتایج توجه داشته باشید.

خدمت­گذاری: برای این­

/ 0 نظر / 130 بازدید