خلاصه کتاب مدیر یک دقیقه ای

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} @font-face {font-family:"B Titr"; panose-1:0 0 7 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face {font-family:"B Zar"; panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0in; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0in; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; mso-margin-top-alt:auto; mso-margin-bottom-alt:auto;} @page Section1 {size:8.5in 11.0in; margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

 

نفر بعدی که مرد جوان باید می دید آقای لری بود ،قرار بود آقای لری دربارو دومین رمز مدیر یک دقیقه ای که "تمجید یک دقیقه ای "نام داشت صحبت کند .او می گوید:مدیر در شروع کار کرکرد افراد خود را به صورت مستقیم و نزدیک زیر نظر میگیرد و از آنها گزارش پیشترفت کاریشان را می خواهد،مدیر این کار را برای بازرسی انجام نمی دهد بلکه برای تمجید یک دقیقه ای ،یعنی به مدت یک دقیقه کری که آنها به درستی انجام داده اند بسیار احساس شدی و شادمانی می کند و او را متوجه می سازد که از موفقیت آنها در شرکت حمایت می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اما این بازدید و بررسی مستقیم مدیر فقط در اول یک پرژه جدید یا مسولیت جدید صورت می گیردوا پس از مسلط شدن بر کار مدیر از طریق گزارش ها،ارقام فروش و... صورت می پذیرد.

مرد جوان از شنیدن دو رمز قبلی به هیجان آمده و برای رمز سوم بسیار مشتاق بود و برای همین سراق خوانوم براون رفت تا برای او از رمز سوم سخن بگوید.رمز سوم "توبیخ یک دقیقه ای نام داشت" که خانم براون آن را اینگونه توضیح داد:اگر شما بایستی کاری را تا موعد مقرر انجام دهید و نحوه انجام آنرا هم بلدید با این وجود کار را اشتباه انجام دهید،مدیر یک دقیقه ای بی درنگ با شما برخورد خواهد کرد،در چشمان شما خوره می شود و اشتباهتان به رختان می کشد و سپس درباره احساسش که چقدر از اینکار خشمگین ،نارحت ،.. است سخن حرف میزند اما این توبیخ کاملا عادلانه است و درباره رفتار و کارکرد شما است و درباره شخصیت شما هیچ انتقادی صورت نمی گیرد بعد با نگاهش به شما می فهماند که چقدر از کارهایتان راضی است و به شما این اطمینان را میدهد که این عصبانیت برای احترام ای که برای شما و پیشرفت شما قائل است انجام می گیرد و به شما می گید این اشتباها از شما بعید است و با اینکار شما را وادار می کند درباره اشتباهتتان فکر کنید.مرد جوان با سه رمز مدیر یک دقیقه ای آشنا شده است و حال برای شنیدن توضیح  بیشتر آنها به سراغ مدیر یک دقیقه ای می رود تا توضیح بیشتر برای اهداف یک دقیقه ای و تأثیر آن بداند.

مدیر یک دقیقه ای بیان می کند که علت بی انگیزه کار کردن افراد ندانستن دقیق اهداف و مسولیت هایی که مدیر از آنها انتظار دارد می باشد مانند بولینگی که به علت ندیدن دوک ها انگیزه ای برای انداختن آنها ندارد برای همین انگیزه بازی از او گرفته می شود.اما در صورتی که مدیر انتظار اتی که از کارکنان خود دارد را به طور دقیق با آنها درمیان بگذارد در واقع اهداف و دوک های بازی را نشانش داده و در اینصورت باعث انگیزه در افراد برای بدست اوردن اهداف و پیشرفت شرکت می شود.مدیر به جای اینکه به سرزنش دوک های نایفتاده بپردازد به تشویق دوک های افتاده می پردازد و این باعث انگیزه و پیشرفت فرد و خود سازمان می شود.

بعد از اینکه مدیر به شرح هدف های یک دقیقه ای پردخت به سراغ شرح و توضیح تمجید های یک دقیقه ای می رود و صحبتهای خود را با یک مثال از تربیت حیوانات شروع می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

او می گوید تصور کنید کبوتر تربیت نشده ای داری که می خواهی از گوشه چاپ پایین یک جعبه وارد آن شود و به سمت راست بالای جعبه رود و با پای راستش اهرمی را بکشد و غذا دریافت کند،اما با رها کردن کبوتر در جعبه مسلما به هدف خود نمی رسیم چون کبوتر نمی داند چه کارهایی قرار است انجام دهد و برای رسیدن به این اهداف کبوتر باید اموزش ببیند.

کافیست نزدیک جایی که کبوتر وارد جعبه می شود یه طناب گذاشت و با رد شدن کبوتر از آن او را تشویق و به او غذا دهیم و پس از گذشتن آن کبوتر را دوباره تشویق کنیم به این طریق گام به گام پرنده را برای رسیدن به هدف نهایی آموزش می دهیم و وقتی اموزش دید خداش مسیر جعبه را طی کرده و بعد از رسیدن به پین مسیر هدف با زدن پای خود به اهرم غذا می گیرد و خودش خود را تشویق می کند و نیاز به تشویق مربی نیست.اگر این روش آموزش را یعنی تعیین هدف و غافل گیری افراد با تشویق توسط مدیر در زمان درست کارها صورت پذیرد در واقع مدیر هدفهای که میخواهد  گام به گام برای افراد خود روشن می سازد و پس از اینکه آنها هدف را شناسایی کردن از این پس خودشان خود را تشویق می کنند و دیگر نیازی به بازرسی مدیر نمی باشد.

اما توبیخ یک دقیقه ای نیز مانده بود که مدیر می خواست درباره آن نیز توضیح دهد .مدیر می گوید :باید کاملا بر کار افراد خود مرحله به مرحله نظارت داشت تا در هنگام اتفاق خطا از طرف کارکنان آنها رو متوجه اشتباه خود کرد اما نه با تخریب شخصیت چون اینکار باعث می شود کارمند سازمان حالات تدافعی به خود بگیرد و از انتقاد شما استقبال نکند در حال ای که با گوش زد کردن اشتباه رخ داده را کار کارمند و سپس انتقال اینکه به طور کلی از کار او راضی هستی و این اشتباه،کارهای خوبه او را زیر سؤال نمی برد،روحیه انتقاد پذیری را در فرد تقویت می کند.برای همین است که نیمه دوم توبیخ یک دقیقه ای ،تمجید است.برای فهم کامل قضیه مدیر برای مرد جوان مثالی زد ،مثال فردی که به علت اعتیاد کبدش از کار افتاده بود و در بستر بیماری شدید،به اعتیاد خود اعتراف نمی کرد وقتی همه افراد خانواددر اطاق بستری او جمع شدند کشیک از آنها خواست تا با جزییات اتفاقات مرتبط با اعتیاد او را که مشاهده کرده بودند فاش کنند و احساسات خود را حین دیدن کار زشت و نپسند وی بیان کنند و سپس میگفتند که چقدر عصبانی و خشمگین و پریشان هستند و سپس به او میگفتند که چقدر او را دوست دارند و در حین نوازش اعلام میکردند آرزو آنها زنده ماندنش می باشد و به همین علت بوده که از او ناراحت میشوند .کشیک توانست از این طریق کاملا موفق شود و بیمار بهبود یابد.توضیحات مدیر یک دقیقه ای تمام شد و مرد جوان از اینکه توانسته بود اسرار مدیریت موفق او را بداند بسیار احساس خوشحالی میکرد.

 

/ 5 نظر / 840 بازدید
milad

مطالبتون به دردم خورد ممنون.

سلام

کارتان بسیار زیباست و قابل تحسن.به امید مشاهده کارهایی موفقتر از شما

یک مدیر

سلام بسیار متشکرم ،خلاصه کتاب خیلی خوب بود و مرا متوجه بسیاری از نکات کرد.

محمد

خیلی ممنون از خلاصه کتاب