سنگ فرش هر خیابان از طلاست

یاهو وحده هو لا اله الا هو

 

خلاصه کتاب:

سنگفرش هر خیابان از طلاست

نویسنده: کیم،وو-چونگ                                              مترجم: محمد سوری

                             تنظیم کننده: فاطمه فتاحی گویا                                             

 

 

نکته لازم به ذکر در این خلاصه این است که چون این کتاب از زبان اول شخص نوشته شده است این جانب نیز از زبان نویسنده کتاب را خلاصه کرده ام .کتاب شامل ٣فصل بوده و ٣٨ بخش می باشد که به دلیل زیادی بخشها وکم بودن مطالب هر بخش(به خصوص در خلاصه نویسی) و کاملا شخصی بودن بعضی از بخشها(که نیازی به بیان آنها در خلاصه نیست)، مطالب هر فصل به طور پیوسته و بدون نام گذاری بخش ها آورده می شود.

 

فصل اول: ٩تا۵- ۵تا٩

 

تاریخ از آن کسانی است که آمال و هدف دارند.در گذشته های دور مردم کره در فقر بسیاری زندگی می کردند. آن روزها سزشار از آرزوهایی بودم .در این میان تنها چیزهایی که جوان به همراه دارد مهمترین آنها آرزو است .مردمی که آرزو دارند زنده هستند .امروزه جوانان مانند گذشته آن آرزوها را ندارند. اگر هم دارند بیشتر روی آنچه موجود و قطعی است بنا نها شده است. آرزو اشخاص را می سازد و شخصیت او را کنترل می کند. البته یک فرد با اهداف وآرزو های غلط همان قدر خطر ناک است که شخص بی هدف. تنها هنر من این بود که برای رسیدن به آرزو هایم تلاش کردم و اکثر آنها را به سرانجام رساندم. هدف جدیدی انتخاب کردم و شرکت دیوو را از جنبه های مختلف توسعه دادم . من هنوز هم این آرزو را در قلبم دارم که روزی کالای کره ای بهترین در جهان باشد.

من یک آرزوی دیگر هم دارم و آن این است که در خاطره ها به عنوان یک بنیان گذار مورد احترام باقی بمانم. جوان بی هدف ،جوان نیست. آرزو برای جوانان بسیار ضروری است.

تاریخ متعلق به کسانی است که در زندگی امید های بزرگ داند.

واقعا خطری بزرگتر از این وجود ندارد که به جای خوش بینی متضاد آن را انتخاب کنیم. من شخصا خوش بین هستم و نکته ای که مرا از سایر تجار متمایز می سازد این است که تجربه ی من در احیا کردن شرکت ها و کارخانه ها نیز که به حالت ورشکستگی افتاده بودند. مهارت و دانش مدیریت لازمه ی هر فعالیت اقتصادی جدید است. اگر تنها یک درصد شانس موفقیت وجود داشته باشد ،یک تاجر واقعی آن را به صورت جرقه ای می بیند که می تواند آتشی بیفروزد.

من به آینده ی کره خوش بین هستم. هم نسلان من خیلی کوتاه قد هستند چون ما غذای کافی برای خوردن در اختیار نداشتیم ولی امروزه جوانان بسیار سرحال تر هستند و اینها برای من بسیار نیرو بخش است.

نیاز برای تبدیل ممکن ها به واقعیت ها چیزی است که باید با فداکاری همگی  به وجود بیاید. با وجود یشرفت سیستم آموزشی ولی گره ها و نقاط کوری در رشد شخصیت جوانان وجود دارد. امروزه یک روند فکری آشفته به وجود آمده که افراد طالب سود و کار کمتر هستند. جاذبیت شغلی که بعضی از شرکت ها به وجود می آورند از مزایای بیشتری که سایرین می دهند، بیشتر است. در اغلب اشخاص نوعی کبر و خودپرستی محسوس به وجود آمده که اگر تمام مردم بخواهند اینگونه باشند جامعه را سردرگمی فرا خواهد گرفت که در فرد سردرگمی اجتماعی و در اجتماع جنگ و خون ریزی را به وجود می آورد.

یکی از تجربه های خوب من بازسازی پالایشگاه نفت خام آنتورپ بود. با وجود اینکه این شرکت در آستانه ی نابودی بود من کارشناسانی را برای بررسی فرستادم نتایج آن این بود که کارکنان این پالایشگاه تمایلی به ادامه فعالیت مفبد ندارند و شرکت در معرض نابوی است پس تصمیم من ان بود که این شرکت را بخرم و با مدیریت جدید که تیمی کارآمد از مدیران منتخب بود آن را بازسازی کنم. در مدت کمتر از یک سال نتایجمان بسیار خوب بود. دلیل خوشحالی من از این پروژه این است که اهمیت تصمیم گیری صحیح را می اموزد. کاری که مدیر سابق ان توانست انجام دهد.

هر چقدر که شما دارای مشاوران برجسته باشید باز هم مجبورید تصمیم نهایی را خودتان بگیرید امید وارم اطرافتان مشاوران خوبی باشند برای داشتن مشاوران خوب نیاز نیست راه دوری بروید. تک تک دوستان و افراد خانواده تان می توانند کسانی باشند که از کمکشان بهره مند شوید.

یکی از سوالات ذهن من نا برابری شرایط اقتصادی کشور های شمال و جنوب اروپا است. شاید بتوان دلیل آن را خواب بعد از ظهر مردم جنوب اروپا دانست که با وجود برابری ساعات کارشان با مردم شمال اروپا خواب ظهر را دارند. پس نیروی کار عظیمی از دست می دهند و طبیعی است که اقتصاد ضعیف تری داشته باشند. مشکل بسیاری از مردم این است که کار را در حد رفع تکلیف انجام می دهند. این افراد پس از انجام کاری معین که به آنها محول شده دست از تلاش می کشند. این طرز تفکر نه سودی برای شخص دارد نه برای جامعه. بنابراین من از جوانان انتظار دارم همیشه خلاقیت نشان دهند. نه اینکه تابع جمع باشند و مطالعاتشان را در حد رفع نیاز متوقف کنند. ههیچگاه سعی و تلاش خود را در حد رفع نیاز متوقف نکنید.

بسیاری به من لقب جادوگر داده اند و این به این دلیل است که من در بسیاری از رشته ها که ربطی به تحصیلم ندارد متخصص می باشم. ما در زمان تقسیم شدت علوم تخصصی زندگی می کنیم. شرایط زندگی متنوع تر شده و در سطوح مختلف نیاز بیشتری به افراد کارشناس احساس می شود البته این تقسیم بندی ها ارزش کار را از بین نمی برد. بلکه به معنی تلاش برای تخصص بیشتر می باشد .البته لازم است که از کار های متنوع و وسیعی سر رشته داشته باشید. معلومات عمومی نیاز همه است. امروزه قدرت و شخصیت انسان مجزا از یکدیگر نیستند. و مقام وقتی به وجود می آید که شما تنها فردی باشید که بتوانید یک کار مشخص را انجام دهید. استاندارد و محک سنجش امروز تخصص است. خلاصه اینکه درک و آگاهی صحیح کسب کنید و انها را عمیق تر سازید.

نو اوری یک امر و نیاز زیر بنایی زندگی نسان است. اغلب ابداعات ایده های بسیار ساده هستند که نتایج ارزنده ای به وجود می اورند. پس تاکید می کنم خلاق بودن برای اشخاص بسیار با ارزش است زیرا افراد خلاق هستند که به جهان جهت می دهند. نو آوری چیزی نیست که فقط در صنعت و تجارت قابل پیاده کردن باشد. می توان در هر مرحله از زندگی از آن بهره گرفت. مشکل هرچه می خواهد باشد، باید قبول کرد که همیشه راه حلی هم هست. فهمیدن و درک کامل یک مطلب با ثابت قدمی شروع می شود. مطالعات سطحی کاملا بی فایده است و هرگز شما را به نوآوری هدایت نمی کند.

در نگی هیچ چیز مهمتر از این موضوع نیست که محاسب و معاشر دوستان خوب و رفقای واقعی و دلسوز باشید. پیدا کردن دوستان شایسته از مهمترین کارهایی است که باید در زندگی انجام دهید. اشخاص با دوستان همفکرشان محک زده می شوند و این اهمیت دوست را می رساند. در زندگی افراد فراوانی هستند که باید با آنها روبرو شوید و مسیر های زیادی که در آن گام بردارید. امید ورم آنقدر خوشبخت باشید اشخاصی را در زندگی ملاقات کنید که شایسته ی اعتماد باشند.

امروزه جهان پر از چیز های گرانبها است ولی شاید هیچ چیز با ارزش تر از زمان نباشد. یکی از خصیصه های جوانان این است که به آسانی بهای زمان را از یاد می برند. موفقیت و شکست هرکس بستگی به نحوه ی استفاده ی او از وقت دارد. اتلاف وقت از هدر دادن پول هم اسفناک تر است. یکی از شعار های دیوو این است ((ما در این شرکت از سه چیز دریغ نداریم: وقت، رنج و تلاش)) کسی که در یک روز سه برابر افراد دیگر کار کند مانند این است که سه روز افتاده باشد. پس همانند ما در دیوو با کوشش و تلاش برای آینده ی خود سرمایه گذاری کنید.

سخن من در اینجا با زنان است. در بسیاری از جوامع به خصوص کره به زنان علی رقم داشتن تحصیلات برابر با مردان کاری نمی دهند. شاید یکی از دلایل آن سنت های قدیمی باشد ولی خود زنها هستند که آماده ی پذیرش و تقبل مسئولیت های اجتماعی مثل مردان نیستند. اکثر آنها کار و تحصیلات را مانند ایستگاه اتوبوسی می بینند که برای رسیدن به مقصد ازدواج به آن نیاز دارند. به نظر می رسد هنوز هم تعداد زیادی از زنان هستند که دنبای فردی هستند که بر آنها فرمان روایی کنند. از اینها بدتر دخترانی هستند که در تمام چهار سال تحصیلشان در پی شوهر مناسب ((ارباب)) هستد. تقاضای من از زنان جوان کره ای این است که به خاطر رشد خود به کارتان ادامه دهید. فردی باشید که به پیشرفت و مطالعه ی خود اهمیت می دهید و همواره در جست وجوی  پدیده ای نوین و امکانات جدید باشید. این خصایل یک زن زیبا است.

کامیابی از آن کسانی است که از مبارزه با تیغ های تیز و برنده وحشت ندارند. تفریبا موفقیت تمام افراد موفق امروز نتیجه های سختی های دیروز آنان است. وقتی زندگی خوب پیش می رود اغراد به طور مطلوب به کار و پیشرفت خود ادامه میدهند. اگر در چنین موقعیتی مثل بقیه پیشرفت نکینید باید دلیل رکود خود را در خودتان بیابید. یک آدم بد بین وضعیت ریسک- شانس را منفی پنداشته و دچار نا امیدی می شود ولی یک فرد خوش بین می داند که شانس و موقعیت های نهفته در خلال بحران خواهد بود. به نظر من مقابله با موقعیت از تسلیم شدن در برابر آن بسیار با ارزش تر است. اگر کاری نکنید دغدغه ای نیز نخواهید داشت ولی در این صورت هم هرگز به موفقیت های بالا دست نخواهید یافت. از ناشناخته ها وحشت نداشته باشید. پرنده ی در قفس شاید امنیتی بیشتر از پرنده ی آزاد داشته باشد ولی لذتی که او از زندگی اش را می برد ،هرگز نخواهد برد.

امروزه قدرت به سمت جوامع شرقی برگشته و ما جلودار پیشرفت خواهیم بود پس باید توانایی های با لقوه خود را تقویت کنیم. س لازم است که علوم کامپیوتری خود را قوی کنیم و زبانهای خارجی را یاد بگیریم. به فرهنگ اصیل خودمان تکیه کنیم و از پیروی از جوامع غربی اجتناب کنیم.

همچنین از عوامل مهم برای پیشرفت فردی و اجتماعی آن است که افراد سلامتی خود را حفظ کنند و ان در گرو ورزش مداوم و بسیار است. یکی از دلایلی که من خود را فردی سالم می بینم ان است که در جوانی به دلیل تنگ دستی مجبور بودم پیاده روی زیادی داشته باشم. بشتر اوقات وقتی فرادی را می بینم که در باشگاه ها ی بدنسازی و سونا ها مرتب عرق می ریزند، به این فکر میکنم که ایناه وقت و پول خود را بیهوده تلف می کنند. از نظر من بهترین ورزش کار است. عرق ریختن برای کار بسیار مفید تر و با ارزش تر از عرق ریختن در باشگاه هاست. تغذیه نیز اغز عوامل مهم سلامتی است و می تواند نوعی آغاز برای دوستی باشد. بدیهی است که جسم سالم در سلامت روح و روان بسیار موثر است. جوانان امروز بیشتر در فکر سلامت روح و روان خود هستند و سالمندان بیشتر در قید وضعیت جسمی خود. پس جوانانی که تنها به وضعیت جسمی خود فکر می کنند و تن آسایی را پیشه کرده اند تنها جوانی خود را به هدر می دهند.

اگر روزی از من بپرسند بهترین ورزشی که دوست دارم چیست، حتما کار را نام خواهم برد. همچنین بهترین سرگرمی من هم کار است. من هیچ گاه مرخصی نگرفته ام و هیچ عیدی را درکنار خانواده ام نبوده ام بلکه همیشه کار کرده ام و از این بابت اصلا متاسف نیستم. دانشجویانی که کاملا غرق در مطالعه و تحصیل هستند، پرتو خاصی دارند. هرکسی که کاملا جذب کاری شود به همین گونه تابناک و پرجلا می شود. نباید فکر کنید مجبورید کاری را انجام دهید. بلکه با اشتیاق آنها را انجام دهید. اگر تاجری ضمن انجام کار از مسئولیت اش مثل یک سرگرمی لذت ببرد، حتما پیشرفت می کند. من از اینکه تمام عمر خود را کار کرده ام احساس غرور میکنم.

 

فصل دوم : درسی از دنیای عنکبوت ها

 

در طبیعت نوعی عنکبوت است که تخم هایش را درون تاری می نهد و پس از بیرن امدن آنها در پی یافتن غذای بچه های خود می شود. پس از آنکه بچه ها آنقدر نیرومند شدند که به شکار بروند ، مادر از فرط خستگی جان می بازد. نوعی دیگر نیز هست که مادر بدن خود را به عنوان غذا به بچه ها می دهد. آری ، رفاه نسل آینده به فداکاری نسل کنونی مربوط است. در حقیقت تامین آسایش و رفاه بدون فداکاری میسر نیست. والدینی که امروزه فرزندان خود را بیش از حد تحت حمایت خود قرار می دهند، فقط آنها را تن پرور بار می آورند. نسل های فداکار چراغ تابناک مسیر تاریخ هستند.آنها برای خود هیچ چیز نمی خواهند و فقط به فکر آیندگان هستند. فداکاری زمانی مقدور است که شما خوداندیشی را کنار گذاشته و فقط درباره ی دیگران فکر کنید. به نظر می رسد جوانان امروز از شنیدن کلمه ی ایثار بیزار اند و این طرز تفکر از جامعه ی غربی است. جوانان امروز هرگز چنین معنویاتی را نیاموخته اند. فرامش نکنید شما نیز باید کاشته شوید تا نسل بعد از شما دست کم محصولی برای جمع اوری داشته باشند.

وقتی جوان بودم همیشه می خواستم یک تاجر موفق باشم که در جهت رفاه ملت اش موثر است. احساس می کردم هر کاری را که آغاز کنم موفق خواهم شد. تنها سرمایه ی من جوانی و تهورم بود. امیدوارم همه ی شما اعتقاد و اعتماد کامل به کاری که می خواهید انجام بدهید داشته باشید زیرا هر کاری ممکن است. اگر اعتماد به نفس و افکار مثبت داشته باشید همه چیز ممکن است. کسانی که به کارهای خود اعتماد دارند کسانی هستند که تاریخ جهان را تغییر داده و رغم می زنند اما افراد عزلت نشین تنها برای جامعه زیان آورند. مهم نیست در آینده چه حرفه ای را انتخاب می کنید، مهم این است که در کار خود بهترین باشید.

در جنگ کره خانواده ی ما به سختی زندگی می کرد و مسئول معاش خانواده من بودم. کار من این بود که در بازار روزنامه بفروشم ولی کسان دیگری نیز بودند که این کار را می کردند ولی من با قدرت تفکر کمتر از دو ماه موفق شدم تنها روزنامه فروش بازار باشم. کسانی که فقط برای رفع تکلیف کار می کنند هیچ گاه نمی توانند بهترین باشند. شاید شما اکنون در حرفه ی خود خوب باشید ولی تا زمانی که به هدف های والاتری فکر نکنید نمی توانید بهترین باشید.

در قدم اول سعی کنید آینده نگر باشید. افرادی که افکارشان معطوف به آینده است و همچنین افرادی که فقط در حال زندگی می کنند ، نمی توانند پیشرفت کنند. برای ساختن جامعه نیاز به ارزش های آینده ساز دارید. این ارزش ها شامل فداکاری و سرمایه گذاری امروز برای نیل به مواهب فرداست. یک قورباغه ی در قعر چاه هیچ گونه ادراکی از وسعت دنیای اطراف خود ندارد. ما از ابتدا کسانی را استخدام کردیم که با روح مبارزه طلبی خواستار استقرار دنیایی نوین بودند. آینده و جهان آینده هر دو از آن شماست.

در کشور کره منابع طبیعی کم و تراکم جمعیت بسیار بالاست با این حال ما از یک سرمایه ی عظیم انسانی که برخورداری از نیروی تحصیل کرده و جوان است؛ برخورداریم. داشتن صنعت تولید به تنهایی برای پیشرفت کافی نیست چرا که اساس تکنولوژی امروز بستگی به خلاقیت و نوآوری دارد. چنان چه تحقیقات در علوم پایه را فعال نکنیم فقط قادر به ادامه ی تقلید خواهیم بود. علوم نوین نیز بسیار حائز اهمیت هستند اما اساس کلیه ی علوم و دانش ها در علوم پایه نهفته است. بدون علوم پایه سایر علوم توسعه ی چندانی ندارد. اگر نسلی مفاهیم و رهنمود های صحیح برای پیروی نداشته باشد؛ جامعه دچار بی ثباتی می شود. بدون حفظ اصول پایه های جامعه دچار لرزش می شود.

یک فرد دانا به خوبی می داند که پولش را کجا خرج کند. پول مهم نیست ؛ اما شما نباید حتی مقدار کمی از پول و وقت خود را هدر دهید. برای این کار لازم نیست خسیس باشید. فقط کافی است عاقلانه خرج کنید. اگر از همان ایام جوانی در فکر پس انداز باشید آغاز بسیار خوبی خواهید داشت. به قول جان ورلی که یک اصلاح طلب مذهبی است :(( تا جائی که می توانید پول بدست آورید و پس انداز کنید و سپس تا جائی که می توانید همه را در راه دیگران مصرف کنید.))

 ما در عصر رقابت های شدید زندگی می کنیم و کار به جایی رسیده که زیستن هم نوعی رقابت به حساب می آید. هر رقابتی قوانین خاص خودش را دارد ولی در همه  ی آنها یک نکته ضروری است و آن رعایت انصاف است. این حتی از برنده شدن هم مهم تر است. رقابت باید برای همه نافع باشد. و نباید موجب تضاد و انزوای افراد گردد. شرکت ها برای تولید بهتر با شدت زیاد با یکدیگر رقابت دارند و برای مصرف کننده کیفیت تولید بهبود پیدا می کند. ولی نباید در این رقابت ها اصول منفعت همگی را از بین برد. یک امتیاز ۹۰صادقانه از امتیاز ۱۰۰با تقلب بهتر است. زیرا متقلب در نهایت به دام خواهد افتاد.

رهبری در جامعه بسیار مهم است. هرگز مبالغه نیست اگر بگوئیم می توان از رهبران جامعه ، آن جامعه را ارزیابی کرد. هر کسی قادر به رهبری نیست بلکه برای این کار شجاعت و فداکاری لازم است. نکته ی بسیار مهم این است که نباید دیکتاتوری را با رهبری اشتباه گرفت. مردم از روی ترس به دیکتاتور گوش می کنند ولی برای رهبرشان احترام زیادی قائل هستند. برای رهبری خصوصیت مهم دیگر این است؛ که مسئولیت مطلق نسبت به وظایف و تعهداتش داشته باشد. البته افرادی هم هستند که فقط برای منافع خویش می کوشند. اینها هیچ گاه مورد احترام قرار نمی گیرند و رهبر نخواهند شد. شما هر یک رهبر خود هستید چون کس دیگری نمی تواند به جای شما زندگی کند. حس مسئولیت وفداکاری و عزم راسخ برای ایجاد یک زندگی مطلوب خیلی لازم است.

یکی از مشکلات کره تعصبات شهرستانی است. ما همه کره ای هستیم و تنها در فکر خویش بودن منجر به خود بینی و درگیری با دیگران می شود. اما زمانی که به جای "من" به "ما "می اندیشید در نوع دوستی را می گشایید و باعث روابط متقابل سودمند می شوید. زمانی که با یکدیگر همکاری کرده و نتیجه ی کارمان را تقسیم می کنیم، وجود ما به میزان کار و تلاش مشترکمان رشد می کند.

تجارب زندگی بهترین معلم انسان است. فراگیری من از جامعه بسیار زود آغاز شد. سعی کنید در زندگی هر چیزی را به غیر از چیز های غیر اخلاقی تجربه کنید. تا می توانید سفر کنید ولی نه برای تفریح ،بلکه برای یادگیری. در انجام هر کاری مصمم باشید آنگاه متوجه می شوید هر چیز اطرافتان حکم معلم را دارد. همیشه سعی کنید کتابی به همراه داشته باشید زیرا کتاب به معنای تجارب غیر مستقیم زندگی است. دوستان صمیمی پیدا کنید و کمیت دوستی را فدای کیفیت آن نکنید. یک دوست صمیمی بسیار با ارزش تر از صد ها دوستی سطحی است.

هیچ فردی نیست که به طریقی محتاج به کمک دیگران نباشد. هیچ فردی هم نیست که آنقدر فرومایه باشد که از کمک به دیگران دریغ کند. ما همگی وابسته و نیازمند کمک یکدیگریم. اینها همه جلوه هایی از اهمیت روابط انسانی است. اگر همواره منافع شخصی خود را در نظر داشته باشیم و از کمک به دیگران پرهیز کنیم ممکن است برای مدت کوتاهی موفق باشیم اما در دراز مدت نتیجه ی اعمال خود را خواهیم دید. چنانچه فردی در معامله به قیمت متضرر شدن دیگری همه ی منافع را به از آن خود کند روابط به سرعت از بین می رود. یکی از موضوعات اساسی در روابط انسانی اعتماد است البته اعتماد چیزی است که به مرور زمان بدست می آید. در تشکیلات تجاری وجود شخص بسیار مهم و اساسی است و شاخص بودن فرد وزنه ی تجارت است. به دیگران کمک کنید و مطمئن باشید روزی پاداش نیکی ها را خواهید دید.

/ 0 نظر / 158 بازدید