هفت عادت مردمان مؤثر به روشنی نشان می‌دهد که مؤثر بودن محصول منش ماست، نه ثمره قواعد و فنونی برای اداره یا کنترل کردن دیگران. منش ما صرفا حاصل اوضاع و شرایط یا نحوه تربیت وتوارث ما نیست، از اینرو از طریق این هفت عادت، عناصر اساسی مؤثر بودن را در درازمدت می‌آموزیم و درونی می‌‌سازیم. این هفت عادت کاملا به یکدیگر مرتبط‌اند و مردمان مؤثر آنها را در خود درونی کرده‌اند:

 


هفت عادت مردمان مؤثر به روشنی نشان می‌دهد که مؤثر بودن محصول منش ماست، نه ثمره قواعد و فنونی برای اداره یا کنترل کردن دیگران. منش ما صرفا حاصل اوضاع و شرایط یا نحوه تربیت وتوارث ما نیست، از اینرو از طریق این هفت عادت، عناصر اساسی مؤثر بودن را در درازمدت می‌آموزیم و درونی می‌‌سازیم. این هفت عادت کاملا به یکدیگر مرتبط‌اند و مردمان مؤثر آنها را در خود درونی کرده‌اند:

 

1. عامل(مسئول) بودن

اساسی‌ترین عادت عامل بودن است؛ عامل بودن یعنی مسؤولیت خود را به عهده گرفتن، ملامت نکردن اوضاع و شرایط یا اشخاص. مردمان مؤثر عامل‌اند، یعنی مسئول‌اند. در نتیجه، رفتارشان حاصل تصمیم و انتخاب آگاهانه خودشان و مبتنی بر ارزشهاست، نه ثمره اوضاع و شرایط محیط آنها.

 

2. نتیجه محور بودن

مفهوم ضمنی این عادت این است که به روشنی مقصدتان را بدانید. این عادت می‌گوید که برنامه خود را بنویسید و فلسفه و نظام ارزشی خود را تعیین کنید. شعار رسالت شخصی خود را در دل و ذهن خود حک کنید.

 

3. الویت بندی امور

مردمان مؤثر به جای مدیریت زمان به مدیریت خویشتن می‌پردازند. یعنی امور نخست را نخست قرار می‌دهند. در واقع عادت 3 به تحقق درآوردن عادت 2 است. می‌توان عادت 2 را عادت ذهنی و عادت 3 را آفرینش عینی و فیزیکی خواند.

 

4.برنده/ برنده اندیشیدن

مفهوم نگرش برنده/برنده این است که همواره جویای منافع متقابل و دو یا چندجانبه باشید. در عادت 4 جایی برای رقابت و مقایسه وجود ندارد، زیرا در این عادت کار گروهی و همکاری و برنده شدن همه کسانی که در آن ذینفع‌اند، الزامی است. در این عادت به جای ((من)) می‌گویید ((ما)) و برای این ((ما)) نه کمترین بلکه بیشترین را می‌طلبید و به وجود می‌آورید.

 

5. نخست گوش فرادهید، سپس بخواهید به شما گوش فرا دهند

بیشتر مردم می‌خواهند اول خودشان حرف بزنند و مورد تفاهم قرار گیرند. وقتی هردوطرف بخواهند اول حرف بزنند مونولوگ جمعی (گفتگوی مرده) ایجاد می‌شود، زیرا در واقع گفتگویی یک نفره است، اگر چه در حضور یک نفر دیگر انجام می‌پذیرد. عادت 5 مستقیما به شیوه ارتباط برقرار کردن مربوط می‌شود و کلید ایجاد همدلی و روابط مبتنی بر نگرش برنده/برنده است.

 

6. ایجاد سینرژی (انرژی گروهی)

سینرژی از انگیزش، تحرک و تعامل گروهی ایجاد می‌گردد. سینرژی یعنی ((کل)) بزرگتر از مجموع اجزای آن است. این عادت جنبه خلاق عادت 5 است. بیشتر مردم بجای ایجاد سینرژی (همکاری خلاق)، ستیز یا گریز را در پیش می‌گیرند. هردوی این شیوه‌ها ناشی از الگوهای ارتباطی نابالغ است.

 

7.بازسازی خویشتن

این عادت عبارت از ایجاد مجال برای بازسازی خویشتن است. مابقی 6 عادت قبل مبتنی براین عادت است. زیرا سایر عادت‌ها را ممکن می‌سازد. اگر بطور منظم به این عادت بپردازید، خود به خود سایر عادات را نیز درخویشتن پرورش خواهید داد. عادت 7 عبارت است از ایجاد تعادل میان چهار بعد وجود یعنی جسمانی(مراقبت مؤثر از جسم و توجه شایسته به تن)، ذهنی(آموزش زرف و پیوسته) ، معنوی(تعهد به نظام ارزشی و ارزش‌های درونی) ، اجتماعی و عاطفی(ارتباط سرشار از همدلی و همکاری خلاق).