پشت اسکناس دلار ، تصویر هرم ناقصی قرار دارد که چشمی درخشان وبراق بر تارکش دیده می شود، هرم نمادی از قدرت و پایداری اقتصادی است و ناقص بودنش هم نشان دهنده قابلیت همواره رو به افزایش تولید ثروت در امریکاست. این نقش در سال 1935 در اوج رکود اقتصادی به دستور رئیس جمهور وقت روزولت بر پشت اسکناس دلار چاپ گردید


 

فصل دوم و سوم :

دانش رکن جدید ثروت است. چگونه می توان از فناوری های جدید در متحول کردن تولید محصولات قدیمی و خلق کالاهای متحول جدید بهره برد؟

انقلاب صنعتی سوم در راه است بزرگترین تغییر این انقلاب تحول در عرصه خرده فروشی بوسیله فروش اینترنتی است. ثروت واقعی یعنی توانایی تولید بیشتر با وسیله کمتر یعنی تولید کالا و خدمات بدون اجبار در فدا کردن چیزی هم ارزش آنها.

در امریکا تعداد شرکت هایی که هر سال از گردونه خارج می شوند تقریبا با تعداد شرکت هایی که کار خود را آغاز می کنند برابر است.

فصل چهارم:

ساخت هرم ثروت با سازماندهی اجتماعی آغاز می شود. سازماندهی اجتماعی سنگ بنای قاعده هرم است. مرحله دوم توسعه اقتصادی ، تقلید به منظور جبران عقب افتادگی است. در مرحله دوم توسعه اقتصادی رشد بهره وری آغاز می شود. با ظهور فناوری های جدید ،ماهیت هرم ثروت تغییر میکند.

 

فصل پنجم:

سرمایه گذاران و سازماندهی ،همراه با هم قاعده هرم را می سازند. لازمه تغییر وجود افرادی است که لزوم انجام اقدامات جدید را درک کنند. اروپا در راس خلاقتر از ژاپن و در قاعده آموزش دیده تر از امریکاست ،اروپا از نظر سرمایه انسانی قاره ای غنی است. پس چرا در زمینه تولید ثروت کند و بیحال است؟ مشکل ناتوانی اروپا در ایجاد شغل است. رشد مشاغل در امریکا کلا در بخش خدمات بوده است. برای پیشگام بودن ،کشور ها و صنایع باید به بهبود کارکرد صنایع ناکارآ تمایل داشته باشند.

 

فصل ششم:

بزرگترین اختراع اجتماعی بشر ،آموزش عمومی اجباری بوده است. کشف دانش جدید ،نیازمند افراد ماهر است تا محصولات و روش های جدید به وجود آورند و از محصولات و پیشرفت هایی که دانش بشر به وجود آورده است ،استفاده کنند. خلاقیت در هرج و مرج شکوفا می شود برای گسترش و استفاده از دانش جامعه نیاز به ترکیب صحیح نظم و بی نظمی دارد. پیشرفت دانش با تمایل به سرمایه گذاری های لازم آغاز می شود. کشور های اروپایی باید بودجه های تحقیقاتی خود را یک کاسه کنند تا سرمایه گذاری های منفرد و کم آنها در همه رشته ها به بار بنشیند.

 

فصل هفتم:

سرمایه گذاری فیزیکی (مادی )مرحله بعدی هرم ثروت است. انسان ها با ساختن ابزار های بیشتر وبهتر پیشرفت می کنند تا بتوانند سطح زندگی خود را بالاتر ببرند. بعضی از ابزار ها به صورت همگانی ساخته می شوند زیرا انحصاراتی طبیعی اند و یا ساختنشان پیش از ایجاد تقاضا در بازار ضروری است. سرمایه گذاری در ساختارهای زیر بنایی عمومی ،دو اثر مهم بر ثروت دارد. نخست خود نوعی ثروت است. دوم، سرمایه گذاری در بخش خصوصی را مقرون به صرفه می کند.

فصل هشتم:

ثروت بازار شامل حق مالکیت لایه های زیرین هرم و بهره وری از آنها ست. ثروت به خاطر قرار گرفتن در راس هرم همه توجه ما را به خود معطوف می کند اما اگر منابع ،سرمایه فیزیکی ،مهارت ،دانش ،سرمایه گذار و سازمان اجتماعی واقع در زیر آن وجود نداشت ،ثروتی هم در کار نبود. قرض کردن یکی از راه های هم سطح نگهداشتن خود با کسانی است که ثروتشان رشد سریع تری دارد. با قرض کردن مصرف بیش تر از درآمد می شود. ثروت در بازار های مالی ،اما نه به وسیله بازارهای مالی ایجاد می شود.

 

 

فصل نهم:

در درازمدت ثروت بازار رشد نمی کند مگر اینکه بهره وری افزایش یابد. خدمات را می توان گروه آشغال نامید بخشی با بهره وری کم و رشد بهره وری بسیار کند، اما اشتغال به سرعت در حال افزایش که اثر بهره وری مثبت بخش های دیگر با بهره وری بیشتر و رشد بهره وری سریع تر اما اشتغال در حال کاهش را جبران می کند.

 

فصل دهم:

در رابطه با رشد خلاقیت در امریکا می توان به سیستم آموزشی امریکا اشاره کرد که سابقه تحصیلی ضعیف یک دانش آموز دبیرستانی مخالف خوان با ضریب هوشی بالا نادیده گرفته می شود و ممکن است وارد بهترین دانشگاه ها شود زیرا ممکن است مدرسه مقصر بوده باشد و نه دانش آموز. برعکس نظم زیاد در ژاپن به نبود خلاقیت اقتصادی منجر شده است. امریکا برای خلاق بودن به اندازه کافی هرج و مرج دارد، اما فاقد نظم کافی برای استفاده بهینه از ایده هایش است. شرکت های بزرگ جایی است که مدیران در آنجا فنون مدیریت را فرا می گیرند تا بعدها بتوانند خود شرکت هایی تاسیس کنند. شرکت های جهانی گسترش می یابند و دولت های ملی کوچک می شوند.