همانیم که مدام به آن می پردازیم .پس تعالی ،نه عمل ، بلکه عادت است .
ارسطو

ما مخلوقاتی هستیم که عاداتی داریم و بدون آن عادات نمی توانیم زندگانی کنیم . بعضی از این عادات بد و ناگوارند که باید اصلاح شوند برخی دیگر خوب هستند که باید بهبود یابند و شماری هم عالی و ممتاز که باید به درجه ی کمال برسند.


بسیاری از ما تحت تاثیر الگوهایی بسیار قدرتمند  تجربه های کهنه را مرتبا تکرار می کنیم . پیروزی هم مانند شکست یک عادت است و موفقیت و شادمانی واقعی و پایدار زمانی حاصل می شود که رشته ای از الگوهای اساسی و کامل را بی وقفه به کار گیریم و با درونی کردن آن بنیان عادت های تازه را بنا نهیم .

دکتر کاوی محقق و نویسنده برجسته ی عصر ما در این کتاب با نگاهی ژرف و عمیق "هفت عادت " اساسی مردمان کامیاب جهان را تجزیه و تحلیل کرده و سپس شیوه ی پرورش و درونی کردن این " هفت عادت " را با ما در میان می گذارد .او نخست اصولی را شناسایی می کند که آن را " قوانین طبیعت " می نامد و آنگاه شیوه ی به کارگیری این قوانین را در کار و زندگی به ما می آموزد.

 

دانش یعنی این که بدانیم چه کاری را باید انجام دهیم .
مهارت یعنی این که بدانیم به چه شیوه ای آن کار را انجام بدهیم .
اشتیاق یعنی این که میل به انجام آن کار را داشته باشیم .

 

 

 

 

 

 

 

عادت ها

توضیحات

 

عادت 1 : عامل باشید

اگرچه اصطلاح عامل بودن اکنون در نوشته های مربوط به مدیریت  رایج است واژهای است که در بیشتر فرهنگ های لغات نتمی توانید بیابیید مقهوم آن بیش از ابداع و ابتکار و آغاز عمل است رفتار ما کنش تصمیم های ماست نه زاییده یشرایط ما . در نتیجه می توانیم بگذاریم احساس ها تابع ارزش ها باشند این حس ابتکار و مسئولیت را داریم که اموری را به واقعیت درآوریم افراد عامل مسئولیت و قابلیت پاسخگویی را دارا میباشند رفتارشان حاصل انتخاب آگاهانه خودشان و مبتنی بر ارزش هاست نه ثمره ی اوضاع وشرایط شان که مبتنی بر احساس است .  آنچه شما امروز هستید به دلیل انتخابهای دیروز شما بوده است . پس می توانید امروز دیگر گونه انتخاب کنید . مشکلاتی که با آنها روبرو می شویم در یکی از طبقه بندیهای زیر قرار دارد :

1-     کنترل مستقیم ( مشکلاتی که به رفتار خودمان مربوط می شود ) 

2-     کنترل غیر مستقیم ( مشکلاتی که به دیگران مربوط می شود)

3-     عدم کنترل ( مشکلاتی که نمی توانیم کاری درباره شان بکنیم مانند واقعیتهای مربوط به گذشته یا وضعیت خود )

مشکلات مربوط به کنترل مستقیم را می توان از طریق تغییر دادن عادتهای خود حل کرد که به عادتهای 1 و 2 و 3 مربوط می شود

مشکلات مربوط به کنترل غیر مستقیم را می توان از طریق تغییر دادن شیوه های نفوذ خود حل کرد که به پیروزیهای عمومی یا عادات 4 و 5 و 6 مربوط می شود .

مشکلات مربوط به عدم کنترل را می توان با زیستن مسالمت آمیز با آنها حل کرد .

پس حلقه نفوذ خود را گسترش دهید .

تعهداتی کوچک را ایجاد و آنها را حفظ کنید . الگو باشید نه منتقد . بخشی از راه حل باشید نه بخشی از مشکل . در مورد هر کاری حلقه نفوذتان را برای حل مشکل مشخص کنید ودر آن گام بردارید.

 

 

 

 

عادت 2 : ذهنا از پایان آغاز کنید

یعنی به روشنی مقصدتان را بشناسید . مثلا اگر فردا تشییع جنازه شما باشد و شما ناظر بر آن دوست دارید افرادی که شما را می شناسند درباره شما چه بگویند و از شما چگونه یاد کنند ؟ ( در مقام همسر ، در مقام دوست ، در مقام همکار ، در مقام رئیس ، در مقام ... )

مدیریت یعنی درست انجام دادن امور . رهبری یعنی انجام دادن امور درست .

شما باید کانون توجهتان اصول باشد نه کار نه تملک نه تفریح نه دوست نه دشمن نه مسجد نه خود نه همسر نه خانواده نه پول . اصول را فدای موارد دیگر نکنید چرا که در نهایت احساس خوشبختی نخواهید کرد .

پس شعار رسالت شخصی خود را بنویسید .

 

 

 

عادت 3 : نخست امور نخست را قرار دهید

چه کاری برای موفقیتان بسیار مهم است ولی به آن نمی پردازید ؟

هشتاد درصد نتایج حاصل بیست درصد از کار و فعالیت است .

چهار نوع فعالیت وجود دارد :

1-     کارهای ضروری و اضطراری ( مثل بهرانها )

2-     کارهای ضروری و غیر اضطراری ( شناخت فرصتها برنامه ریزی )

3-     کارهای غیر ضروری و اضطراری ( جلسات بی مورد تلفنها )

4-     کارهای غیر ضروری و غیر اضطراری ( اتلاف وقت تلویزیون کارهای پیش پا افتاده )

افراد موفق کسانی هستند که به امور دوم می پردازند . آنها هرگز مسایل را مورد توجه قرار نمی دهند بلکه ذهن را به فرصتها و راه حلها معطوف می دارند .

نه گفتن به فعالیتهای دیگر مایه ای ندارد . بعضی کارها را به دیگران واگذار کنید .

پس اوقات خود را به صورت هفتگی برنامه ریزی کنید

 

 

عادت 4 : برنده / برنده بیاندیشید

شش برداشت در مناسبات انسانی وجود دارد

1-     برنده / برنده

2-     برنده / بازنده

3-     بازنده / برنده

4-     بازنده / بازنده

5-     برنده

6-     برنده / برنده یا صرف نظر 

 برنده / برنده در تمام جنبه های ارتباطی در صدد جذب منافع دو جانبه است .

این سوال که چه کسی در زندگی مشترک شما برنده است ؟ پرسش مسخره ای بیش نیست . اگر هر دو نفر برنده نباشید ، هر دو بازنده اید .

هرگز نباید در شرکتی که همه برای دستیابی به موفقیت نیاز به همکاری دارند بین همکاران رقابت برنده / بازنده برقرار شود .

 

 

عادت 5 : نخست بخواهید بفهمید ، آنگاه جویای تفاهم باشید

اغلب مردم با نیت پاسخ دادن ، به سخنان دیگران گوش می کنند و نه اینکه قصد درک آن را داشته باشند . همچنین عقاید ، احساسات و داوریهای خود را دخیل کرده و برای پاسخ به یکی از چهار روش زیر توسل می جوییم :

1-     ارزیابی : موافق انجام کاری یا مخالف

2-     بازجویی : سوال پیچ کردن مخاطب

3-     تحمیل پند و اندرز : نصایح حکیمانه خود را بر دیگران تحمیل می کنیم

4-     تعبیر و تفسیر : رفتار و انگیزه های دیگران را بر حسب رفتار و انگیزه های خود می سنجیم.

 در بسیاری از مواقع برای تغییر وضعیت فرد نیازی به پند و اندرز و توصیه نیست . غالب مردم پس از اینکه مجالی برای ابراز احساسات بیابند مسائل خود را می شکافند
و در نتیجه راه حلها خود آشکار می شوند .

 

 

عادت 6 : نیروی جمعی ایجاد کنید

روحیه ی تیمی خمیرمایه ی رهبری مبتنی بر اصول است .  در حقیقت تمام عادت های  پیشین ما را برای آفرینش اعجاز روحیه ی تیمی آماده می کند . نیروی جمعی چیست ؟ در ساده ترین توصیف ممکن می توان گفت که برآیند نیروی جمعی از جمع تک تک نیروها بیشتر است بدین مفهوم که رابطه ی اجزا با یکدیگر جزئی جداگانه تلقی می شود . این جزئ نیروبخش ترین متحد ترین و سریع ترین و پرهیجان ترین اجزاست . اساس همکاری در ارزش نهادن بر تفاوت هاست . احترام به این تفاوت ها ، تقویت توانایی هاوجبران ضعف ها و کاستی هاست.
همکاری و مشارکت مانند این است که افرادی به صورت گروهی و جمعی تصمیم بگیرند الگوها و روش های کهنه را کنار گذارده و روش های  نوینی تنظیم و تدوین کنند .
ماهیت همکاری و مشارکت در ارج نهادن به تفاوت هاست . تفاوت های فکری ، عاطفی و روانی میان افراد و کلید ارج نهادن به این تفاوت ها درک این نکته است که تمام افراد جهان را نه آن طور که هستند ، بلکه آن طور که می خواهند می بینند.

     فردی که به راستی کارآمد باشد ، فروتن و متواضع است و محدوده های بینش و ادراک خویش را به خوبی می شناسد و موهبت های عظیمی را که در تقابل و کنش با قلب و ذهن انسان های دیگر به دست می آورد ، بسیار ارزشمند می شمارد .
همکاری و مشارکت عادتی کارآمد واصلی درست است . این الگوسرآمد دستاوردهای تمام عادات گذشته قرار می گیرد . این کارآمدی در واقعیت اتکای متقابل و همبستگی است . این همان کار گروهی و تلاش جمعی برای ایجاد یگانگی و خلاقیت با انسان های دیگر است

 

عادت 7 : اره را تیز کنید

گاه که به عواقب عظیم ناشی از چیزهای کوچک می اندیشیم ، به این نتیجه می رسیم که اصولا هیچ چیز حقیری وجود ندارد .

گاه دست از کار بکشید و در گفتار و رفتارمان درنگ و تامل کنیم . بازسازی باید در چهار بعد صورت گیرد :

1-     جسمانی ( ورزش ، تغذیه ، کنترل فشارها )

2-     ذهنی ( مطالعه ، تجسم ، برنامه ریزی ، نوشتن )

3-     معنوی ( تعیین ارزشها ، تعهد ، مطالعه و نیایش )

4-     عاطفی اجتماعی ( خدمت ، همدلی ، روحیه تیمی ، امنیت باطنی )

نباید از اکتشاف باز ایستیم و غایت همه اکتشافهایمان رسیدن به همانجایی خواهد بود که از آن آغاز کرده ایم ، تا برای نخستین بار همان جا را بشناسیم .

 

 

عادت 8 : بکارگیری روش های مهندسی ارزش در امور

 

مهندسی ارزش که باعث صرفه جویی زمانی و هزینه ای پروژه ها می شود که شامل بکارگیر ی روش های تفکر انتقادی و خلاقانه همچون  تشکیل گروه های مباحثه با متد بارش فکری می باشد.