فصل 4 : آوردن بینش به فعالیت ها ی کسب و کار

در این فصل بر فرآیند های تولید متمرکز شده و خواهیم دید که اگر شرکت بخواهد رقابتی شود یک فرآیند تولید خودکار لازم است اما کافی نیست .


به نام خدا

خلاصه 3 فصل آخر کتاب کسب و کار دیجیتالی

فصل 4 : آوردن بینش به فعالیت ها ی کسب و کار

در این فصل بر فرآیند های تولید متمرکز شده و خواهیم دید که اگر شرکت بخواهد رقابتی شود یک فرآیند تولید خودکار لازم است اما کافی نیست .شما باید قادر باشید داده را از فرآیند تولید برای اطلاع رسانی به سیستم های کسب و کار دیگر مثلا به کارگران خط تان استخراج و منتقل کنید طوری که انها بتوانند کیفیت محصول را بهبود ببخشند . اگد تکنولوژی درست برای کمک به کارگران تولید جهت انجام تحلیل به هنگام ارایه کنید ،انها با تبدیل داده ها به اطلات کاربردی ، به شما برای بهبود طراحی و کاهش نقایص کمک خواهند کرد . توسعه یک سیستم عصبی دیجیتال به شما اجازه می دهد تعداد هر چه بیشتری از کارگرانتان را قدرتمند سازید . جریان اطلاعات کلیدی است . در شرکت مدرن هر کارگری باید در کل فرایند دخیل باشد . مدیریت یک فرایند به جای انجام وظیفه ،هرکسی را به یک کارگر دانشور تبدیل می کند واین جریان اطلاعات دیجیتال خوب است که کارگران دانشور را قادر می سازد تا نقش های منحص رشان را ایفا کنند . فقط اطلاعات به روز و دقیق ، مرتبط ساختن مستقیم پاداش را به عملکرد ، کیفیت و رضایت مشتری ممکن می سازد . (اهمیت داشتن سیستم اطلاعاتی خوب)

اغلب شرکت ها مایل بوده اند که ابزار اطلاعاتی را فقط به اشخاص خاصی اعطا کنند اما ثابت شده که ایجاد سیستم هایی بر اساس جریان اطلاعات ودادن ابزارهای اطلاعاتی به کارگران - که باعث مسوولیت پذیری و هوشمندی بیشتر انها در کارشان می شود – و استفاده از ابزارهای کاربردی (مانند برنامه کاربردی زمانبندی پویا) به طور قابل توجهی باعث صرفه جویی در وقت و بالا رفتن راندمان شرکت می شود .

3 ایده در مورد مهندسی مجدد فرایند های کسب و کار:

1 - شما نیاز دارید هر چند وقت یکبار به عقب برگردید و فرایندها را دقیقا بررسی کنید . ایا انها مسایل را حل می کنند ؟ایا انها می توانند تسهیل شوند ؟

2- اگر شما یک شغل را به اجزای زیادی تقسیم و تعداد بسیار زیادی از افراد در ان دخیل اند ، هیچ کس نمی تواند کل فر ایند را ببیند و کار در باتلاق فرو خواهد رفت .

3- تعدا بسیار زیاد کنترل های خودکار باعث ایجاد نقاط نقص احتمالی بسیار زیادی می شوند .

بهترین پروژه ها انهایی هستند که نقش مشتری در ان پر رنک است و پروژه در مقابل تغییراتی که مشتری گاها اعمال می کند انعطاف پذیر باشد بدون اینکه اهداف اصلی طرح فراموش شوند .

شناسایی اولین هدف متمرکز هر فرایندی روش شروع حل مسایل فرایند است . چه برای فرایند های تولید یا فرایند های کسب و کار درونی ، هدف باید همیشه ساده سازی بنیادی باشد : داشتن حد اقل تعدا د افراد در گیر در حد اقل تعداد کنترل های خود کار . بهینه سازی یک فرایند کاغذی شدیدا مشکل است . تکنولوژی دیجیتال توسعه فرایند های بسیار بهتر را ممکن می سازد ، به جای در گیر شدن در انواع و اقسام فرایند های کاغذی قدیمی که به شما فقط افزایش حقوق می دهد . پیشرفت های واقعی فرایند از طریق ترکیب راهکارهای عمیق با جریان اطلاعات دیجیتال پدید می ایند .

تعداد اندکی از برنامه های کاربردی شرکت به دیدگاه مرکزی نیاز دارند . با کوچک سازی مقیاس راهکار مقدار زیادی از پیچیدگی حذف خواهد شد . فرایند های تمرکز زدایی شد ه ی کوچکتر معمولا بهترین هستند . فقط برنامه های کاربردی معدودی (نظیر سیستم گزارش مالی) به متمرکز سازی نیاز دارند از این رو استراتزی خلق یک سری برنامه ها ی کاربردی ماژولی که از ابتدا با ایده پیوستن داده های دیجیتالیشان طراحی می شوند به نظر سودمند است .

نکته مهم دیگر اینکه رهبران کسب و کار ، نه فقط       ، باید تصمیم هایی درباره فرایند های دربردارنده تکنولوژی داشته باشند . مدیر کل اجرایی سازمان باید اهمیت استرتژیک تکنولوژی را درک کند . این برداشت که        به عنوان دفتر پشتیبانی سازمان است و ارتباطی با کسب و کار ندارد غلط است . اینکه چگونه گروه    می تواند تلاشهای جاری و رشد عواید اینده را پشتیبانی کند ؟ اولین گام عمده در باز تعریف نقش         در جانسون و جانسون بود .

مدیر کل اجرایی فردی است که مسوولیت تصمیم گیری ها در هزینه              بر عهده اوست. مدیر کل اطلاعاتی مسِول توصیه به مدیر کل اجرایی ، اجرای زیر ساخت وقتی که تصمیمی گرفته می شود ، و تولید برنامه های کاربردی کسب و کار بر بالای ان زیر ساخت است .

زیر ساخت خوب هزینه های اساسی را خواهد کاست ، ولی از مدر کل اجرایی همیشه باید در مورد قابلیت های زیر ساخت درخواست کرد تا اینکه در مورد کاهش هزینه ها . هر سال شرکت باید در تلاش جهت صرف درصد کمتری از منابع برای کارکرد های متداول و صرف درصد بیشتری برای راهکارهای کسب و کار تجاری جدید باشد .

آموزش نیز باید در هزینه های زیر ساخت بیاید . اغلب شرکت ها مقادیر زیادی پول در سخت افزار و نرم افزار سر مایه گذاری می کنند و از آن برای آموزش افرادی که از آن استفاد ه می کنند غفلت می کنند . اموزش را در ردیف بودجه های سالیانه قرار دهید .

هدف               پول سازی است ! به جای تمرکز بر پایین نگه داشتن هزینه های       ،هزینه را در رابطه با کار امدی به عنوان عامل اصلی ارزیابی کنید . راز موفقیت کسب و کار در عصر دیجیتال موفقیت              است . راز موفقیت        یک زیر ساخت انعطاف پذیر مدرن  مبتنی بر استانداردهای اینترنت و کامپیوتر شخصی است .

 

فصل 5 : اقدامات تجاری ویژه

سیستم های مراقبت بهداشتی دیگر مانند جزیره نیستند .

در این فصل در مورد سیستم های اطلاعاتی که روند مراقبت از بیمار را تسهیل و در عین حال دقیق تر می کند صحبت می شود . در ضمن در وقت و هزینه های ناشی از کار کاغذی نیز بسیار صرفه جویی می شود .

رتق و فتق بهتر اطلاعات در سازمان های پزشکی در ایند هبه صورت ضرورتی در خواهد امد . برخی سازان های بهداشتی ، با درک این موضوع که نیازهای بیمارانشان را نمی توا ن معطل نگه داشت ، رهبری قدرتمندی را نشان می دهند . انها ثابت می کنند که یک سیستم عصبی دیجیتا ل می تواند کمک های زیادی در تمام محدوده های مراقبت های بیمار از خدمات اورژانس گرفته تا درمان بیمارستانی ، پیگیری بیمار، وتحلیل روند دراز مدت ایجاد کنند.

خدماتی که یک سیستم عصبی دیجیتال در سیستم های مراقبت بهداشتی ارئه می کند را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:

 

1-ارئه رفلکسهای انی در موقعیت های اورژانس  

2- تهیه سابقه دیجیتالی کامل برای بیماران

3- ارئه مراقبت مداوم

4- ردیابی خطرهای پیش بینی نشده پزشکی

5- حفاظت از افراد و کل نیرو

به خاطر اینرسی ، شکل دهی مجدد مراقبت های پزشکی از طریق اطلاعات دیجیتال کار بزرگی خواهد بود . سرمایه گذاری در ابزار ها و زیرساخت مشترک نه تنها کاهش عظیمی در هزینه ها ایجاد خواهند کرد ، بلکه درمان بهداشتی بهتر را برای هر کسی ممکن خواهند ساخت . تغییر توسط دو گروه هدایت خواهد شد : بیماران دانشوری که بر اطلاعات بیشتر و دخیل بودن در سلامتی شان اصرار می ورزند  و حرفه ای های بهداشت که به اینترنت مسلط هستند و از این ابزارهای جدید برای تدارک مراقبت بهتر استفاده می کنند . همراه با یکدیگر انها از سیستم عصبی دیجیتال برای تبدیل جزایر مراقبت بهداشتی به یک قاره واحد مراقبت یکپارچه استفاده خواهند کرد.

 

دولت را به مردم نزدیک کنیم

هنوز بیشتر دولت ها در اسفاده از ابزارهای عصر دیجیتال عقب تر از کسب و کار قرار داشته و با ان فاصله زیادی دارند . کسب و کارهایی که دیجیتالی می شوند در گیر تعداد زیادی فرم های کاغذی هستند چون دولت ها هنوز ان لاین نیستند .

دولت ها باید انتشار اطلاعات را در وب به صورت قاعده و انتشار اسناد چاپی را به عنوان استثنا در اورند.

 برنامه ریزی پرواز برای خلبانان یک سیستم برنامه ریزی عملیات مبتنی بر کامپیتر شخصی ،که از طریق استفاده از دیجیتال دقیق و ابزارهای نقشه برداری دقت بر نامه ریزی را افزایش می دهد در عین حال که به اندازه کافی برای استفاده در دسترس و ساده است .

یکی دیگر از ابعاد ارتش دیجیتالی قابلیت افزایش بیش از حد میزان یادگیری است . به جای دادن تلفات زیاد و جنگیدن در 3 جنگ با بررسی تعداد معدودی عملیات می توان درس های مربوط به رونده و تاکتیک ها را خیلی زودتر فرا گرفت .

ابزارهای دیجیتالی قابلیت هایی را بزرگ می کنند که ما را در دنیا منحصر به فرد می سازند: قابلیت تفکر، قابلیت بیان افکارمان ، قابلیت کار با یکدیگربرای عمل بر ان افکار . نویسنده عقیده دارد که اگر شرکت ها کارکنانشان را برای حل مسایل قدرتمند سازند وبه انها ابزارهای قدرتمندی برای پرداختن به انها بدهند ، انها همیشه از سرعت شکوفایی خلاقیت و ابتکار عمل شگفت زده خواهند شد .