در این مقاله که برگرفته از کتاب «تصمیم گیری و تحقیق در عملیات» تالیف دکتر محمدجواد اصغرپور می باشد، به بررسی تعریف مدرن مدیریت که ارتباط تنگاتنگی با تصمیم گیری دارد، پرداخته می شود. در ادامه به بررسی تئوری تصمیم از منظر سیستم می پردازیم. از چنین دیدگاهی، تحقیق عملیات مکملی است که تئوری تصمیم گیری را قابل اجرا کرده و مدیر می تواند با استفاده از آن، مشکلات تصمیم گیری را حل نماید.


رابطه علم با مفهوم مدیریت

          از نظر سنتی می توان مدیریت را « به کار گرفتن کلیه امکانات موجود در موقعیتی خاص به منظور رسیدن به هدف یا هدفهای مشخص » تعریف نمود.  تعریف سنتی مدیریت مبتنی بر قبول « اصل منطق» و اعمال منطقی است. یکی از مشخصات جدید و پدیده های بارز رشته مدیریت که از اهمیت « اصل منطق» تئوری سنتی می کاهد مسئله «عدم وجود اصمینان» در محیط کار سازمان می باشد.

          به طور کلی، تاریخچه تحول فلسفه مدیریت نشان می دهد که تحول مذکور در دو جهت بوده است. یکی تحول در لزوم ایجاد سیستم ها و الگوهای ثابت اداره و رهبری مؤثر با توجه به آنچه که شرایط محیط ایجاب می کند و دیگر تحول در پیدا کردن عوامل و عناصری که برای تمام موقعیت های مدیریت قابل تعمیم باشد. تئوری مدیریت بر اساس تعریف زیر پایه ریزی می گردد: « مدیریت دانش چگونگی اداره و هدایت کردن سازمان جهت رسیدن به نتایج مطلوب می باشد. »

          توجه اساسی علم مدیریت به اخذ تصمیمات صحیح با توجه به روابط بین هدفهای مطلوب و امکانات موجود در سازمان می باشد و از نظر علم مدیریت وظیفه اصلی مدیر تصمیم گیری به روش عملی است. در علم مدیریت خواه روشهای کمی یا کیفی مورد نظر باشد برای اتخاذ تصمیمات منطقی و در نتیجه ایجاد طرحهای مناسب عملیاتی به طریق علمی و تجربی از تحقیق در عملیات استفاده می شود.

 

تئوری تصمیم در قالب تئوری سیستم

          به گفته گرینلاو نقش مدیر از دید تئوری سیستم دارای دو جنبه عمده است. یکی اینکه وضیفه اصلی مدیر تصمیم گیری در مورد سیاست های اجرایی، نیروی انسانی، روابط و موارد دیگر است. دیگر اینکه جریان تصمیم گیری از طریق یک سیستم فعال وروری ها و خروجی ها شکل می گیرد. سیستم مورد بحث شامل عناصر: ورودی ها، تبدیل، جریان داده ها، خروجی، بازخور، حافظه و کنترل می شود. کاربرد عنصر بازخورد سیستم اساس کنترل خودکار را برای سازمانها بوجود می آورد.

          شواهد زیادی وجود دارد که تصمیمات افراد نشان دهنده تلاش آنها در حداکثر کردن مطلوبیت در مفهوم اقتصادی نیست. در این مساله که افراد بایستس حداکثر نمودن مطلوبیت را هدف تصمیم خود قرار دهند بحثی نیست، اما افراد عملا این چنین رفتار نمی نمایند. زیرا از یک طرف عدم امکان محاسبات ریاضی توسط افراد در برآورد حداکثر مطلوبیت طبق نظر اقتصاددانان و از طرف دیگر وجود ارزشهای ذهنی و کیفی برای افراد که با هدفهای قابل اندازه گیری اقتصادی تفاوت دارند و همچنین اثر عادات فردی، ارزشها و نهادهای اجتماعی در این مورد نقش اساسی را ایفا می کنند، لازم است یادآوری شود که بسیازی از اقتصاددانان سعی دارند با گنجاندن عوامل مذکور در تئوریهای اقتصادی آنها را با واقعیت منطبق سازند.

          اصل « منطق محدود » مبنی بر انتخاب تصمیماتی که دارای نتایج بقدر کافی خوب باشند (بجای انتخاب تصمیمات با بهترین نتایج) بی شک در مورد سازمان صدق می کند. اولا مشکل « حصول غیر کامل » هدف ها در یک سازمان کم و بیش وجود داشته و در نتیجه تلاش در راه پیدا کردن بهترین تصمیم در مفهوم کلی بی ثمر خواهد بود. ثانیا در حل مشکلات سازمانی همواره محدودیت اطلاعات بعلت هزینه گزاف جمع آوری، طبقه بندی، تجزیه و تحلیل سیستماتیک و نتیجه گیری کامل وجود دارد. ثالثا وجود عوامل غیر قابل کنترل محیطی و اثر حوادث نامطمئن آینده در نتایج تصمیمات، کوشش در پیداکردن بهترین تصمیم را بی اثر می سازد. از این رو بنظر می رسد که مسولان تصمیم گیری سازمانها باید انرژی خود را صرف یافتن راه حل هایی کنند که دارای نتایج بقدر کافی خوب باشد.

 

 

مراحل تصمیم گیری

          تئوری مطلوبیت که توسط اقتصاددانان مطرح گردیده است، کاربرد عمده ای در چگونگی تصمیم گیری دارد. می توان راه حل های مختلف را از نظر مطلوبیت با هم مقایسه کرد و مطلوب ترین راه را برگزید. البته این نیازمند این است که بتوان مطلوبیت راههای مختلف را به صورت کمی بیان کرد. در واقع کار مدیر در مدل فرایند تصمیم ارائه راهکاری مناسب با استفاده از متغیرهای تصمیم می باشد. متغیرهای ورودی مساله را متغی های مستقل و متغیر متناظر تصمیم را متغیر وابسته می نامند. هر چند که ممکن متغیر های ورودی نیز روی همدیگر تاثیر داشته باشند.

          حال رابطه بین متغیر وابسته و متغیرهای مستقل را می توان به صورت یک تابع نمایش داد:

E = f(x,y)

که E مشخص کننده درجه حصول هدف، x به معنای متغیرهای قابل کنترل و y به معنای متغیرهای غیرقابل کنترل می باشد. به طور کلی مراحل کلی تصمیم گیری بترتیب عبارتند از:

    ۱ - مشخص کردن هدف تصمیم که در این مرحله باید ابعاد اندازه گیری و مقدار مورد نظر آن تعیین گردد (E)

    ۲ - مشخص کردن کلیه متغیرهای مستقل که در رسیدن به هدف مؤثرند.

    ۳ - مشخص کردن روابط بین متغیرهای مستقل

    ۴ - تفکیک متغیرهای قابل کنترل(x) و غیر قابل کنترل(y)

    ۵ - انجام پیش بینی های لازم با استفاده از تکنیک های آماری برای متغیرهای غیرقابل کنترل

    ۶ - تعیین اینکه آیا پیش بینی های انجام شده بر مبنای یک سیستم ثابت است. بدین معنی که آیا در بیان تغییرات متغیر طی زمان رویدادهای ثابتی وجود دارد؟

    ۷ - تعیین رابطه ریاضی بین متغیر وابسته و متغیرهای مستقل، بعبارت دیگر تعیین تابع تصمیم.

    ۸ - بیان محدودیت هایی که حدود مقادیر ممکن را برای متغیرهای قابل کنترل تعیین می نماید.

    ۹ - مشخص کردن استراتژی های عملیاتی که بمقدار کافی مناسب باشند و این استراتژی ها از ترکیبات و بکارگیری متغیرهای قابل کنترل حاصل می شوند.

    ۱۰ - انتخاب مناسب ترین استراتژی و اجرای آن، که معیار انتخاب این استراتژی بر اساس مطلوبیت بیشتر و یا تعیین مناسب ترین درجه حصول به هدف با توجه به اثر متغیرهای غیر قابل کنترل می باشد.

 

تحقیق عملیات و تصمیم گیری

          روش علمی تحقیق عملیات مکملی است که تئوری تصمیم گیری را قابل اجرا کرده و مدیر می تواند با استفاده از آنُ مشکلات تصمیم گیری را حل کند. می توان گفت که تحقیق عملیات عبارت از یک روش علمی در به کار بردن تئوری تصمیم گیری در عمل است. از کاربردهای تحقیق عملیات در تئوری تصمیم می توان به کاربرد در تشخیص استراتژی ها و متغیرهای غیر قابل کنترل (حتی وقتی که تعداد آنها زیاد است)، کاربرد در تعیین نتایج تصمیم و کاربرد در انتخاب مناسب ترین استراتژی اشاره کرد.

          تحقیق عملیات می تواند به چهار روش مختلف تصمیم گیرنده را یاری دهد:

    ۱ - با معرفی معادلات ریاضی به منظور بررسی تعداد بیشماری از استراتژی و متغیر غیر قابل کنترل.

    ۲ - با ایجاد روشهای علمی در مشخص کردن متغیرهای مؤثر.

    ۳ - با معلوم کردن نتایج تصمیم، وقتیکه تصمیم گیرنده نمی داند چگونه متغیرها را با یکدیگر مرتبط سازد.

    ۴- با بررسی و مقایسه نتایج تصمیم ( از طریق معادلات ریاضی)، وقتی که تعداد نتایج به حدی زیاد است که امکان مقایسه آنها برای تصمیم گیرنده وجود ندارد.


          مدلها را ممکن است به طرق مختلف طبقه بندی نمود. مهمترین انواع مدل ها عبارتند از مدلهای شمایل، مدلهای مشابه و مدل های ریاضی. مدلهای شمایل، مدلهایی هستند که حتی الامکان سعی می کنند شبیه به پدیده یا شی مورد بررسی باشند؛ مانند مدل اسباب بازی یک هواپیما. مدل های مشابه، مدلهایی هستند که در آنها صفتی جایگزین صفتی دیگر می شود؛ مانند منحنی های فراوانی که صفتی واقعی را شبیه سازی می کنند. مدل های ریاضی نمایانگر واقعی حقایق بوده و به صورت سمبولها، معادلات و اشکال هندسی ظاهر می گردند. اساس مدل های ریاضی همان معادله تصمیم می باشد.

          مدل های قابل تعمیم زیادی در تحقیق عملیات مورد بررسی قرار می گیرند، مانند مدلهای متنوع تصمیم گیری، مدلهای کلاسیک بهینه، مدل کنترل موجودی انبار، مدل تخصیص منابع، مدلهای شبکه و موارد فراوان دیگر.