موضوع فصل اول کتاب "مقدمه ای بر سازمان" است. در این فصل می خوانیم:

v     مشکلات نوین سازمان ها که باید هر لحظه برای آنها فکری کرد:

1.      رقابت جهانی: منظور مشاهده و مانیتور کردن کارهای شرکت های مختلف و مربوط به فعالیت سازمان در جهان است.

2.      تجدید سازمان: ساختار سازمانی باید مرتبا بازسازی شود و مدیران و لایه های میانی حذف شوند

3.      برتریهای استراتژیک: باید از تکتولوژی روز برای راحتی و سهولت در کار ها استفاده کرد.

 


موضوع فصل اول کتاب "مقدمه ای بر سازمان" است. در این فصل می خوانیم:

v     مشکلات نوین سازمان ها که باید هر لحظه برای آنها فکری کرد:

1.      رقابت جهانی: منظور مشاهده و مانیتور کردن کارهای شرکت های مختلف و مربوط به فعالیت سازمان در جهان است.

2.      تجدید سازمان: ساختار سازمانی باید مرتبا بازسازی شود و مدیران و لایه های میانی حذف شوند

3.      برتریهای استراتژیک: باید از تکتولوژی روز برای راحتی و سهولت در کار ها استفاده کرد.

4.      روابط کارکنان: دیگر این گونه نیست که کارکنان در مکانی خاص کاری را انجام دهند و همچنین هیچ شغل دائمی وجود ندارد و کارکنان باید با آموزش های جدید، پست های جدید احراز کنند

5.      ناهمگونی نیروی کار: ممکن ایت شرکت نیروی کار جهانی  با فرهنگ های متفاوت داشته باشد که باید به فرهنگ آنها احترام گذاشت.

6.      مسئولیت های اجتماعی و اصول اخلاقی: شرکت ها برای فروش بیشتر نیاز به خوش بین شدن مردم به شرکتشان دارند. مردم نسبت به برخی از شرکت ها که اصول اخلاقی را رعایت نمی کنند یا به مسئولیت های اجتماعی توجه نمی کنند، بدبین اند.

v     سازمان چیست؟

1.      یک نهاد اجتماعی است

2.      مبتنی بر هدف می باشد

3.      ساختار آن به صورت آگاهانه طرح ریزی شده است و دارای سیستم های فعال و هماهنگ است

4.      با محیط خارج ارتباط دارد

v     اهمیت سازمان:

1.      برای دستیابی به هدف ها و نتیجه های مورد نظر، منابع لازم را تهیه و تامین می کند.

2.      کالاها و خدمات را به صورتی کارا با راندمانی بالا تولید و ارائه می کند.

3.      نوآوری را تشویق و تسهیل می نماید.

4.      از کامپیوتر و تکنولوژی های نوین استفاده می کند.

5.      خود را با عوامل محیطی در حال تغییر وفق می دهد و بر آنها اعمال نفوذ میکند.

6.      به آنچه مورد نظر مالکان، مشتریان و کارکنان شرکت است ارج می نهد و بر ارزش آنها می افزاید.

v     سیستم باز و سیستم بسته:

یک سیستم بسته به محیط وابسته نیست و، خودمختار و مسدود است و با دنیای خارج ارتباط ندارد. یک سیستم باز برای بقا و ادامه ی حیات خود باید با محیط رابطه ی متقابل داشته باشد، از منابع موجود در محیط استفاده کند و محصولاتی را نیز به محیط صادر نماید. همچنین برای تطبیق با محیط باید مرتبا تغییر کند.

v     زیر سیستم های سازمانی:

یک سیستم از تعدادی زیر سیستم تشکیل می شود که وظایف زیر را دارند:

1.      مرزگستری: این زیر سیستم ها چیز های مورد نیاز را از محیط میگیرند و محصولات تولید شده را به خارج عرضه می کنند.

2.      تولید: این زیر سیستم وظیفه ی تولید محصول دلخواه را بر عهده دارد

3.      نگهداری: این زیر سیستم وظیفه ی نگهداری سازمان را بر عهده دارد، باید فعالیت سازمان را هماهنگ کند و شرکت را سرپا نگه دارد.

4.      تطبیق با محیط: مسئولیت تغییرات سازمانی را بر عهده دارد. وظیفه ی آن نوآوری خلاقیت و کمک به سازمان در جهت شناخت و سازش با تغییرات است.

5.      مدیریت: مسئولیت رهبری و هماهنگی سایر سیستم های فرعی سازمان را بر عهده دارد.

v     ابعاد سازمانی: سازمان ابعادی دارد که به دو دسته ی ساختاری و محتوایی تقسیم می شود.

§        ابعاد ساختاری سازمان:

1.      رسمی بودن: به اسناد و مدارک اطلاق می شود که در سازمان وجود دارد. هر چقدر این مدارک زیادتر باشند، سازمان رسمی تر است

2.      تخصصی بودن: یعنی اینکه دریابیم سازمان تا چه اندازه کارها و فعالیت های خود را به وظایف جداگانه و تخصصی تقسیم کرده است.

3.      استاندارد بودن: در یک شرکت با سطح بالای استاندارد، کارهای مشابه به روشی یکسان و همانند انجام می شود.

4.      سلسله مراتب اختیارات:  منظور مشخص کردن حیطه ی نظارت مدیران و اینکه هرکس گزارش خود را باید به چه کسی بدهد.

5.      پیچیدگی: مقصود از پیچیدگی تعداد کارها یا سیستم های فرعی است که در درون یک سازمان انجام می شود.

6.      متمرکز بودن: اگر قدرت تصمیم گیری مخصوص سطح بالای سازمانی باشد سازمان متمرکز است.

7.      حرفه ای بودن: به سطح تحصیلات رسمی و آموزشی کارکنان اطلاق می شود.

8.      نسبت های پرسنلی: نسبت به کار گیری افرادی است که برای وظایف مختلف به استخدام سازمان در می آیند.

§        ابعاد محتوایی سازمان:

1.      اندازه: عبارت است از بزرگی سازمان که به صورت تعداد افراد یا کارکنان مشخص می شود.

2.      تکنولوژی سازمان: شامل عملیات و روش های فرایند تولید است.

3.      محیط: شامل عواملی می شود که در خارج از مرز سازمان وجود دارند.

4.      اهداف و استراتژی سازمان: مقصود غایی و نهایی شرکت که به صورت استاد نوشته میشود، هدف سازمان است. استراتژی سازمان نیز روش رسیدن به هدف است. مثلا بعضی از شرکت بیشتر نیازمند خلاقیت کارکنان اند و بعضی دیگر نیازمند کار مشخص و روتین کارمندان

5.      فرهنگ: مجموعه از ارزش ها، باورها و هنجارها که سازمان در آن با کارکنان اشتراک دارد.

v     تئوری سازمان از دیدگاه های مختلف:

1.      دیدگاه عقلانی اقتضایی: در این دیدگاه فرض بر این است که مدیران (آگاهانه) منطقی هستند، امکان دارد مدیران همیشه و برای هر مساله پاسخ درست و مناسب نداشته باشند ولی آنان همواره می کوشند تا کاری کنند که از نظر عقل برای سازمان بهترین است. همچنین آنها می کوشند که ساختار سازمان را به اقتضای محیط و متناسب با تکنولوژی و سایر عوامل ذی ربط طرح ریزی کنند.

2.      دیدگاه بنیادگرا مارکسیسم: بر این باور است که تصمیماتی که مدیران می گیرند در جهت کارآیی و بهره وری سازمانی نیست، بلکه در جهت تثبیت و تقویت مقام و جایگاه خودشان می باشد. آنها بر این باورند که تئوری سازمان باید دید سیاسی داشته باشد و آنچه را که سازمان ها انجام می دهند بررسی کند و سو استفاده ای که از قدرت و منافع می شود را افشا کند.

3.      دیدگاه مبادله هزینه ی اقتصادی: اساس آن بر اسن فرض است که افراد در پی منافع خود هستند و به گونه ای عمل می کنند که این منافع تامین شود.

v     ارزش تئوری سازمان برای افراد غیر مدیر:

افراد غیر مدیر و عادی هم می خواهند از آنچه در دنیای اطرافشان می گذرد آگاهی یابند و آن را بهتر درک کنند. آنها بر این اعتقادند که با مطالعه و تحقیق بر روی سازمان ها، می توان درباره ی جنبه های مهم محیط خود چیز های زیادی یاد گرفت.