<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0in; margin-right:0in; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:8.5in 11.0in; margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} --> قبل از ارائه ی عادات موثر ابتدا مقدماتی را بیان می کنیم.ثمرات دانستن این عادات:1-احترام به خود و اعتماد به نفس.2-تاثیر آن بر روابط انسانهاست.3-ایجاد انگیزه در دیگران4-خلاقیت و شادی و هیجان واشتیاق برای آموختن –یادگیری مهارتهای جدید و یافتن راه حلها.و نیز باید بدانیم پس از آموختن این عادات کار عمده ی ما:آموختن مطالب ، آموزش آنها و عمل کردن به آنهاست.


<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0in; margin-right:0in; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:8.5in 11.0in; margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

قبل از ارائه ی عادات موثر ابتدا مقدماتی را بیان می کنیم.ثمرات دانستن این عادات:1-احترام به خود و اعتماد به نفس.2-تاثیر آن بر روابط انسانهاست.3-ایجاد انگیزه در دیگران4-خلاقیت و شادی و هیجان واشتیاق برای آموختن –یادگیری مهارتهای جدید و یافتن راه حلها.و نیز باید بدانیم پس از آموختن این عادات کار عمده ی ما:آموختن مطالب ، آموزش آنها و عمل کردن به آنهاست.سپس تاثیر تغییر برداشت را دیدیم و دانستیم گرایشات و رفتار ما زاییده ی نگرش و برداشت ماست و خواهیم دید هر یک از این 7 عادت برداشتی متفاوت از تفکر معمول و متداولی است که به آن خو گرفته ایم .واما عادت یک اصل درونی شده است و عبارت است از نقطه ی تماس دانش(چه کاری؟به چه دلیل؟)و مهارتها(شیوه ی اجرا) واشتیاق(میل و انگیزه).اساسا سه نوع دارایی یا سرمایه وجود دارد:فیزیکی ،مالی ،انسانی. که حفظ تعادل میان تولید و قابلیت تولید در هر سه ی اینها حائز اهمیت است.ومورد آخر که مهمتر است بستگی دارد به نگرش افراد نسبت به خودتان یا محصولتان.

6 طریق اعتبار بخشیدن به کیفیت روابط عبارت است از:1-مهربانی های ساده ی کوچک.2-صداقت.3-تصریح و تشریح توقعات. 4- وفاداری.5- تمامیت وجود(حس تعهد نسبت به اصول). 6- پوزش خواستن صمیمانه.

حفظ تعادل میان نتیجه ی مطلوب وقابلیت تولید عملی است دشوار اما جوهر موثر بودن است.زیرا بین هدفهای کوتاه مدت ودراز مدت تعادل ایجاد میکند.اخلاقیات شخصیت(تمرکز عمدتا بر فنون و تکنیکها،ظاهر روابط و ایجاد روشهایی برای گرایشهای ذهنی مثبت)اگر بر پایه ی استوار اخلاقیات منش(ویژگیها وعادتهای بنیادی مانند شرافت وتواضع وتعهد) بنا نشده باشد،در انسان الگوی تزویرریا ایجاد میکند و از همه بدتر اینکه شخص ممکن است به اصلاحات آنی وراه حلهای سریع وفوری رو کند.

حال به تشریح 7 عادت می پردازیم که 3عادت اول مستقیما به منش انسان ارتباط داردو3 عادت بعدی ثمره ی 3عادت نخست میباشندو به شخصیت انسان ارتباط دارند.

عادت1:عامل باشید. عامل بودن یعنی مسولیت خود را به عهده گرفتن، ملامت نکردن اوضاع وشرایط یا اشخاص.ضد عامل بودن واکنشی بودن است.مردمان موثر عامل اند.یعنی مسوول اند.در نتیجه رفتارشان حاصل تصمیم و انتخاب آگاهانه ی خودشان ومبتنی بر ارزشهاست.مفهوم نظریه ی شرطی کردن این است که افراد واکنشی شرطی شده اند که نسبت به محرک ،واکنش ویژه ای نشان دهند. حال آنکه افراد عامل ،پاسخ خود را نسبت به محرک انتخاب میکنند.3نظریه ی جبر گرایی وجود دارد: 1-جبرگرایی ژنتیک(حاصل اجداد) 2-جبر گرایی روانی(نوع تربیت) 3-جبرگرایی محیطی. که افراد هر 3دسته افرادی واکنشی اند نه انسانهایی عامل.باید یدانیم که عشق نامشروط ثمره ی ریشه های دیکر است و نخستین بخش این ریشه به عهده گرفتن مسوولیت یرای پاسخ یا واکنش خویش است. واینکه دیگران را ملامت نکنیم.یکی از بهترین راههابرای تشخیص میزان عامل بودن این ایت که ببینیم وقت و انرژی خود را صرف چه چیزهایی میکنیم،نگرانیهایمان را در حلقه ی نگرانی قرار دهیم و در این حلقه اموری را که میتوانیم کاری در موردشان انجام دهیم در حلقه ی نفوذ قرار میدهیم، افراد عامل همه ی تلاشهای خود را بر حلقه ی نفوذ خویش متمرکز میکنند یعنی به اموری که می توانند در باره اش کاری بکنند، آنها این مسوولیت را میپذیرند که نفوذ خود را به شیوه ای موثر به کار ببرند.

عادت 2:ذهنا از پایان آغاز کنید. مفهوم ضمنی عادت 2 این است که به روشنی مقصدتان را بدانید تا بدانید که می خواهید به کجا برسید.تا آنچه سرانجام می خواهید انجام دهید روز به روز هدایتتان کند.زیرا دو آفرینش وجود دارد و هر گونه آفرینش مادی و فیزیکی به دنبال آفرینش ذهنی می آید.این عادت میگوید برنامه ی خود را بنویسید و فلسفه و نظام ارزشی خود را تعیین کنید.جوهر این عادت نوشتن شعار رسالت شخصی است ومیتوان آن را عادت رهبری خواند.با پذیرفتن اینکه همه چیز دو بار آفریده میشود، رهبری(چه هموری را میخواهم انجام دهم) باید نخستین افرینش باشد و مدیریت( چه گونه میتوانم امری معین را به بهترین شکل انجام دهم) دومی.عادت 2 بر رهبری ارزشهای بنیادی شخص یا سازمان تاکید میکند و توجه آن به ایجاد فرهنگ یا شعار رسالت شخصی یا شعار رسالت سازمانی معطوف است. دو راه اساسی برای سریعتر در دست گرفتن اختیار زندگی که سبب ایجاد اعتماد به نفس میشود : 1- تعیین هدف وتعهد برای رسیدن به آن .2_ عهدی بسته و حتما بر سر ان بایستید.کلید توانایی تغییر یافتن وایجاد تغییر ،احساس کانونی دگرگونی ناپذیر در درون خویش است. 4 عامل امنیت و هدایت و حکمت و قدرت از این کانونند که کاملا به یکدیگر مرتبط اند وهر کاه این 4 عامل تواما و هماهنگ باشند و از یکدیگر تجدید قوا یابند، نیروی شخصیتی اصیل ، منشی متوازن و فردی صاحب تمامیتی منسجم را می آفرییند.هدف عادت 2 ایجاد کانونی محوری است که بر مدار سلسله ای از اصول و ارزشها که توسط خود شخص تعیین شده میچرخد.

 

عادت3 :نخست امور نخست را قرار دهید. مردمان موثربه جای مدیریت زمان ، به مدیریت خویشتن می پردازند.به جای اینکه گرفتار امور بی اهمیت شوند، به اولویتها و ارجحیت های خود توجه میکنند.در واقع عادت 3 به تحقق در آوردن عادت 2 است.میتوان عادت 3 را آفرینش عینی و فیزیکی خواندرهبری تعیین میکند که امور نخست کدامند و مدیریت امور نخست را به اجرا در میآورد.ما اساسا وقت خود زا صرف دو ئسته از امور میکنیم :امور مهم و امور ضروری.ما نسبت به امور اضطراری واکنش میدهیم در حالیکه امور مهم چون ضروری نیستند نیاز به ابتکار عمل و عاملیت بیشتری دارند.ما باید فرصتها را دریهبیم وامور را به تحقق در آوریم.اکر به عادت 2 نپردازیم به آسانی به تله ی امور اضطراری می افتیمم .مرع مدیریت زمان شامل 4 دسته از فعالیتهاست: دسته اول اموری هستند که هم مهمندو هم ضروری که آنها را بحرانها یا مشکلات می خوانیم. دسته ی دوم امور مهم اما غیر ضروری اند که به عادت 2 یعنی رسالتها ونقشها و اهداف ارتباط دارد اما لزومی ندارد که همین لحظه به آنها بپردازیم . دسته ی سوم اموری اند که اضطراری اند اما مهم نیستند که همه ی مسایلی اند که فشار می آورند اما و درست جلوی رویمان قرار دارند. دسته چهارم آمیزه ای از فعالیتهایی است که نه مهمند ونه ضروری، مجموعه ای که اتلاف وقت محسوب میشوند. دسته ی دوم کلید مدیریت موثر استاگر دسته دوم به درستی انجام شوند دسته ی اول که بحرانها هستند کوچکتر میشوند وبرای اینکه برای فعالیتهای 2 وقت کافی داشته باشیم باید از 3 و4 بکاهیم.

در واقع عادت 3 برنامه ریزی پیرامون نقشها و هدفها وایجاد انضباط درونی برای اجرای آنهاست، در آن صورت زمان همچون ابزاری در دستتان خواهد بود.میبینیم که عادت 1 نگرش ودیدگاه شخصی ایجاد میکند. عادت 2 رهبری خویشتن را به وجود می آورد و عادت 3 مدیریت خویشتن را ایجاد میکند.اما توفیق در این 3 عادت ،مستلزم 4 خصیصه ی بشری است: خود آگاهی، تخیل  ،شعور و اراده ی آزاد. که عادت 1 مستلزم خود آگاهی است.عادت 2 مستلرم این آگاهی است که تخیل و شعور دارید. عادت 3 مستلزم اراده ی آزاد است.با پرورش این 3 عادت در خود به حس اتکای به نفس و استقلال دست می یابید.

یکی از دلایلی که مردم در برابر مدیریت زمان مقاومت میکنند این است که خشک و انعطاف ناپذیر میشوند اما مدیریت امروز 5 خصیصه ی مهم دارد:1- مبتنی بر اصول است .2- معطوف به شعور است. 3-به رسالت منحصر به فردتان توجه میکند. 4-با برنامه ریزی هفتگی در زندگییتان تعادل ایجاد میکند. 5-با برنامه ریزی هفتگی زمینه ی وسیعتری در اختیار می گذارد.تمرکز این 5 خصیصه بر روابط انسان به طور همه جانبه است. تفویض امور سبب افزایش تولید و قابلیت تولید است. چون سبب میشود دیگران را نیز وارد کار کند و میتوان آن را پیروزی عمومی خواند..اساسا دو نوع تفویض امور وجود دارد:تفویض آمرانه( فرمان دهنده) و تفویض ناظر ( نظارت کننده).تفویض ناظر مستلزم تقاهم و تعهد در 5 زمینه است: 1- نتایج مورد نظر.2- راهنماها .3- منابع 4-معیار سنجش. 5- عواقب.

عادت 4: برنده / برنده بیندیشید. مفهوم نگرش برنده /برنده این است که جویای منافع متقابل باشید.در این عادت جایی برای رقابت و مقایسه وجود ندارد.زیرا کار گروهی و همکاری و برنده شدن همه ی کسانی که در آن ذینفع اند الزامی است.البته باید این را دانست که اگر بخواهید برای همه مردم همه چیز باشید برای هیچ کس چیزی نخواهید بود.عادت رهبری موثر مبتنی بر اتکای متقابل و نگرش برنده / برنده است.با این نگرش زندگی میدان همکاری میشود ، نه رقابت.نگرش برنده برنده فلسفه ی جامع زندگی و ارتباط متقابل و قانون طلایی عمل است و دارای 5 بعد است: منش ، کیفیت رابطه ، نظامها ، فرایندها . منش دارای 3 ویژگی اساسی است: تمامیت (تعهد به ارزشها) ، بلوغ (ایجاد تعهد میان شهامت و ملاحظه که 2 عنصر ضروری برای نگرش برنده /برنده هستند) ، ذهنیت فراوانی (برای همه کس به وفور وجود دارد). کیفیت روابط: آن چه مهم است نوع رابطه یا بر خورداری از سطح اعتماد بالاست.. توافق ها: توافقها بر اساس کیفیت روا بط صورت می کیرد و به نگرش برنده/برنده مسیر و معنا میدهند و موجب می شوند نظارت به نظارت بر خویشتن تبدیل شود و 5 رکن اساسی دارد: نتایج مطلوب ، راهنماها ، منابع ، معیار سنجش ، عواقب. نظامها : نگرش برنده/ برنده فقط در سازمانی میتواند بقا یابد که نظامهایش از این نگرش پشتیبانی کنند.اگر افرادی شایسته را در نظامهای نا مطلوب بگذارید نتایج نا مطلوب می ستانید. فر آیند ها : از طریق نگرش برنده/ بازنده یا بازنده / برنده نمی توان به هدف برنده / برنده رسید

عادت 5 : نخست گوش دهید سپس بخواهید به شما گوش کنند . عادت 5 یعنی بگذار ابتدا من به تو گوش کنم. این عادت مستقیما به شیوه ی ارتباط برقرار کردن مربوط میشود و کلید همدلی و روابط مبتنی بر نگرش برنده / برنده است. توان آزمایی نگرش برنده/ برنده شیوه ی گوش دادن است تا بتوانید دریابید طرف مقابل آن وضعیت را چه گونه میبیند، البته سطح اعتماد طرفین باید آنقدر بالا باشد که طرف مقابل آمادگی بیان احساس خود را داشته باشداین عادت کلید ارتباط است و برای ایجاد ارتباط باید بتوانید انگیزه ایجاد کنید . اعتماد والاترین شکل ایجاد انگیزه در انسان است.در روابط انسانی عادت 5 معادل هواست و به محض اینکه شخص احساس تفهم کند می آ ساید.کلید ارتباط راستین این است که شخص مقابل متقاعد شود که حرف او را فهمیده  ووضعیت او را درک کرده ایداین است که این عادت مستلزم صرف انرژی بسیار است.گوش فرا دادن ناشی از همدلی این است که با نیت فهمیدن و قصد درک کردن گوش کنید یعنی از چهار چوب مر جع شخص به مساله بنگرید. همدلی همان همدردی نیست ، همدردی نوعی موافقت و قضاوت است در حالیکه همدلی موافقت با دیگری نیست. بلکه عمیقا می خواهید حرف او را بفهمید و وضعیت او را درک کنید.

عادت 6: سینرژی( انرژی گروهی ایجاد کنید): عادت 6 ثمره ی نهایی یا ایجاد راه حلهای تازه و بهتر گروهی است. سینرژی ضد مصالحه و سازش است و یعنی کل بزرگتر از مجموع اجزای آن است. عادت 6 جنبه ی خلاق عادت 5 است. برای ایجاد همکاری گروهی و مشاوره با سازمانها عمیقا به عادت های 4و 5 و6 بپردازید زیرا بی ردخور و بدون استثنا موثر واقع میشوند. دقیقا به طرف مقابل گوش دهید و در نهایت احترام ارتباط برقرار کنیدو سپس تواناییهای خلاق خود را به کار گرفته تا راه حل های تازه و امکاناتی با نگرش برنده / برنده ایجاد کنید. که این امر مستلزم صرف وقت و صبرو پرورش منش قدرتمند ناشی از عادتهای 1 و2 و 3 است.بزرگترین راز سینرژی ارج نهادن به تفاوتهای عاطفی و روانی و ذهنی  یکدیگر است و کلید ارج نهادن این است که دریابیم افراد جهان را نه آن گونه که هست بلکه آن گونه که خود هستند میبینند.انسان موثر به تفاوتها ارج می نهد زیرا آن تفاوتها بر دانش و فهم خودش از واقعیتها می افزاید.البته اگر سطح اعتماد پایین باشد ، حالت تدافعی ایجاد میکند و زبان گفتگو لحن حقوقی میگیرد که این شیوه ی ارتباط موثر نیست زیرا میان تولید و قابلیت تولید تعادل ایجاد نمیکند.

عادت 7 :اره را تیز کنید ( باز سازی خویشتن) : عادت 7 عبارت است از ایجاد مجال برای تیز کزدن اره یا بازسازی خویشتن .مابقی عادات میتنی بر این عادت است زیرا سایر عادتها را ممکن می سازد. این عادت عبارت است از ایجاد تعادل میان چهار بعد وجود : جسمانی ، ذهنی ، معنوی ، اجتماعی و عاطفی .جنبه ی جسمانی عبارت است از مراقبت موثر از جسم و توجه شایسته به تن که شامل تغذیه ی درست و استراحت مناسب و ورزش منظم میشود جنبه ی معنوی : بازسازی بعد معنوی موجب میشود رهبری زندگیتان را به عهده بگیرید.این بعد به عادت 2 یعنی به کانون وجودتان ارتباط می یابد.بازسازی معنوی زمان می طلبد اما این زمان بسیار نیکو سر مایه گذاری شده است و فرصت غفلت از آن را نداریم. جنبه ی ذهنی : آموزش ژرف و پیوسته برای بازسازی ذهنی ضروری است.پرورش بعد ذهنی به عادت 3 مربوط است زیرا در وجودتان انضباط و تعهد و پشتکار ایجاد میکند.جنبه ی عاطفی / اخلاقی :این بعد بیشتر به عادات 4و5و6 ارتباط دارد یعنی به اصول رهبری متقابل و ارتباط سرشار از همدلی و همکاری خلاق. عادت 7 یعنی قابلیت تولید شخصی و عادت بازسازی است که بزرگترین سرمایه که خودتانید را حفظ کرده و بهبود و تعالی می بخشد.

هر یک از این 7 عادت یک تغییر برداشت بود: عادت 1:برداشت مردم: خودشان مسوول نیستند. اما عامل بودن مسوولیت هر وضعیتی را به عهده میگیرد. عادت 2 : عادت معمول این است که اوضاع و شرایط و سایر عوامل بر زندگی تاثیر میگذارند پس ذهنا از پایان اغاز کردن یک تغییر برداشت است.عادت 3: افراد معمولا سرگرم مشکلات و بحران ها هستند در حالیکه اگر رسالت شخصیشان را بنویسند و برنامه هفتگی یا ماهانه داشته باشند هم به این اهداف رسیده و هم مشکلات کاهش می یابند.عادت 4 : بیشتر مردم نگرش برنده / بازنده دارند پس نگرش برنده برنده تغییر برداشت محسوب میشود. عادت 5 : اکثر مردم می خواهند که نخست به آنها گوش داده شود پس اسن عادت نیز یک تغییر برداشت است. عادت 6 : بیشتر افراد به شکل مصالحه و سازش به آن مینکرند در حالیکه سرشار از خلاقیت و ایجاد راههای تازه است. عادت 7 : این نیز تغییر برداشت است زیرا نگرش معمول در بازسازی بر 4 بعد وجود انسان متمرکز نمیشود.

همان طور که دیدیم توالی این عادات مهم هستند و پیش از  شروع هر عادت تازه باید در عادات پیشین به مهارت رسیده باشید. این هفت عادت خواه برای سازمانها خواه برای افراد ، عادتهای زندگی و حیاتند . زیرا بر اساس اصول و قوانین طبیعی اند که به مرور زمان تغییر نمی یابند.