تصمیم گیری یعنی انتخاب یک گزینه از بین سایر گزینه ها/تحت شرایطی که نامعلوم است/که شما را در معرض ریسک قرار می دهد /برای

رسیدن به آرمان یا هدف خاصی.یک انتخاب باید آگاهانه صورت گیرد در غیر اینصورت صرفا یک پیشامد است.

تصمیم گیری هفت مرحله اساسی دارد:

1 -تصمیم واقعی را که باید اتخاذ شود،تعریف کنید.

این اولین و نیز مهمترین مرحله است.اولین مرحله مستلزم بررسی موارد اصلی موقعیت و تشخیص مسائل حقیقی است که این تصمیم باید به

آنها بپردازد:چرا من این تصمیم را میگیرم/چه چیزی مونجر به شرایطی شده است که الان نیاز به تصمیم دارد و واقعا این تصمیم چه چیزی

لازم دارد؟

دانستن اهداف مهم و هدف فرعی(متوسط)مهم است.چیز هایی که سر راه رسیدن به اهداف مهم تان باید به دست بیارید.استفاده از اهداف مهم

برای به حرکت در آوردن روند تصمیم گیری بسیار مهم است.اهداف فرعی را فقط باید وقتی مورد توجه قرار داد که رسیدن به هدف اصلی را

تقویت کند.

2 -موقعیتی را که تصمیم باید در آن گرفته شود،درک کنید

 

.


٣-انتخاب ها را بشناسید.

مشکل عمده ای که اغلب در تصمیم گیری پیش می آید،فقدان انتخاب است،مخصوصا هنگامی که هیچ یک از انتخاب ها ظاهرا نیاز های واقعی

را عنوان نمی کند.این معمولا نتیجه بررسی ناجور است که موقعیت مناسب و آنچه را که برای رسیدگی به مشکلات باید انجام شود،را مشخص

نکرده است.چندین راه برای انجام اینکار هست: 1

-مشکل گشایی گروهی،جایی که عقاید ،بدون انتقاد جمع آوری و بعد بررسی می شود. 2-جمع

کردن گروهای مختلف اشخاص با دید ها و تجربه ها متفاوت. 3-به کار بردن چیز های نامربوط به موقعیت مثلا:در یک کارخانه آجر استفاده از

کارت های گیره دار به همراه اشیای مضحک که در حالات عادی شبیه آجر نیست(مثل انار ،ماهی یا کنگرو) و کسب عقاید از آن.

-4 نتیجه هر انتخاب را ارزیابی کنید

 

.

تصمیم گرفتن این نیست که آیا ریسک بکنیم یا نه،بلکه این است که چگونه ریسک های منطقی بکنیم و چگونه اثر این ریسک ها را ارزیابی

کنیم،منطقی بودن ،البته شخصی است و در افراد ،سازمان ها وموقعیت ها فرق می کند.خلاصه منطقی بودن این است:کدام انتخاب با توجه به

موقعیت کنونی و اهداف دلخواه من ،قابل قبول ترین مجموعه نتایج را دارد.

بررسی قیاسی در برابر استنتاجی :قیاس ،جریان استدلال را نشان می دهد که به نتیجه ((بنابراین)) منتهی می شود.مثال:همه ماهی ها شنا می

کنند و باله دارند،من یک ماهی هستم و باله دارم بنابر این من می توانم شنا کنم.

استنتاج:اما یک سری حقایق یا عقاید را نشان می دهد که از آنها می شود نتیجه را استنتاج کرد،نتیجه ای که در معرض چندین تفسیر مختلف

قرار می گیرد،مگر اینکه حقایق آنقدر قاطع باشند که فقط بتوان یک نتیجه گرفت برای مثال حقیقت اینکه ناو های هوایی و سربازان به محل

بخصوصی وارد شده اند و خطوط تلفن از کار افتاده می تواند انسان را به این نتیجه برساند که جنگی در شرف وقوع است،اما می تواند یک

عملیات نجات ،مثلا بعد زلزله هم باشد.تمام اینها به موقعیت بستگی دارد.

-5 انتخاب ها را اولویت بندی کنید و یکی را برگزینید.

بعد از این بررسی را تمام کردید و به یک سری انتخاب رسیدید،باید یکی از آنها را انتخاب کنید.حتی اگه ترجیح دهید هیچ کاری انجام ندهید

به عنوان یک تصمیم قابل قبول است،تا زمانی که آن مرحله عمل،از نظر مقایسه ای بهترین انتخاب باشد.بسیاری از مردم تصمیم گیری را

مشکل (اگر نه غیر ممکن) می دانند و سعی می کنند از تعهد بپرهیزید یا آن را با تعویق بیندازند.این معمولا از شک به خود یا اکراه از قبول

مسئولیت ناشی می شود.غالبا فرهنگ یک سازمان چنین رفتاری را توسط کارمندانش حمایت و تقویت می کند و گرایش عمومی را برای مردم

مشخص می کندتا مسولیت تصمیم ها را قبول کنند.

دقت و تنظیم هدف (راهنما): 1- هنگامی که دقت زیاد باشد ،اهداف خوب تنظیم نمی شوند.بنابر این برای رسیدن به یک تصمیم مذاکره لازم

است 2-دقت قابل اجراست و اهداف منظم هستند .روش تحکیم امیز را می توان به کار برد(یک مامور آتش نشانی به همه دستور می دهد که

ساختمان مشتعل را تخلیه کنید 3- لازم است هر دو گروه کار کنند و تصمیم بگیرند(در یک رابطه دوستانه یا در تهیه لیست مهمانان عروسی

-4 تنظیم بدون دقت و جزئی در اینصورت از یک روش کلیشه ای استفاده کنید.برای مثال:در رابطه با قرار دادهای تجاری اغلب شرطی وجود (

دارد که به استناد به آن مذاکرت را به حکمیت ارجاع می دهد.مثل موقعی که یک ضمانت نامه صادر می شود و براساس آن در خواستی

تنظیم میشود .راه حال در اینجا این است که باید قبلا در مورد روش توافق حاصل شود،زیرا در غیر اینصورت یک گروه متضرر خواهد شد.

6 -تصمیمی را که گرفته اید،بازنگری کنید

بعد از اینکه تصمیم را گرفتید در یک مرحله آن را بازنگری کنید.کثرت و عمق بازنگری به بزرگی تصمیم بستگی دارد اساسا 3 نوع بازنگری

وجود دارد:بازنگری متناوب :مثل بازنگری سالانه قرض،بازنگری های انقضای قرار داد.بازنگری های اضطراری بر حسب ضرورت:در جایی که

چیزی عوض شده یا اطلاعات جدید به دست آمده باشد که تغییر را توجیح کند مانند یک کودتای نظامی در کشوری با یک سهامدار عمده

صنعتی.

بازنگری های متوالی:در جایی که سایر تصمیم ها بر مبنای نتایج تصمیم های قبلی استوار هستند.

این غالبا ایده خوبی است که تصمیم های مهم از طریق یک منبع مستقل خارج از مجموعه تصمیم گیری تایید شود.در این صورت دیدگاه

دیگری می تواند با مسئله برخورد کرد .چنین مجموعه ای می تواند سوال های ((چرا)) و ((چه خوب)) بپرسد که اغلب ممکن است با اعتراض

به بعضی از گمان ها و نتایج به ارزش تصمیم بیافزاید.در بانک ها یک تصمیم((نه)) اغلب خارج از کار بازنگری می شود تا اطمینان حاصل

شود که فرصت خوبی از دست نرود.

7 -اقدامی کنید که روی تصمیم اثر بگذارد

هنگامی که تصمیمی اتخاذ شد باید به انجام برسد یا به عبارتی به اتفاق بیفتد.

اسب پشتوانه:در جایی که سهامداران در روند تصمیم گیری دخیل نیستند،شما باید از این که تصمیم را گرفتید،برای آز پشتوانه تهیه

کنید،اینکار باید فوق العاده باید دقیق انجام شود و الا ممکن است غلط از آب در آید.مثال:هنگامی که دلوته و تاچه،حسابدارها،سعی کردند در

هم ادغام شوند ،در سطح هئیت جهانی مورد تایید قرار گرفت ،ولی در اجرا بسیاری از سهام داران دوست نداشتن ادغام صورت گیرد و از

معامله دوری کردند.اهداف تنظیم نشده بود و دقت سهام داران داخلی بسیار بالا بود.هر کجا که ممکن باشد کسانی که در اجرای تصمیم درگیر

هستند،باید در گرفتن تصمیم هم دخیل باشند.روند تهیه پشتوانه،باید تلاش کند که پیغام مناسب را به شیوه مناسب به اشخاص مناسب

برساند

 

نویسنده : نیل روسل-جانسون

ترجمه : مهین خالصی

اتشارات جیحون

محدثه فخاریان 8513021