مهران آشیانی8412001

ترجمه مقاله برنلی استاد صنایع در دانشگاه ادینبورگ

  چگونه کیفیت روی تیم اثر می گذارد.

کیفیت واژه ای اساسی در فرهنگ مشارکت و کمپانی های می باشد.این مقاله کاربرد اموری که رهبر تیم با کارمندان را بررسی می کند. کیفیت سنگ بنای مدیریت است و باعث می شود که کارگران به خاطر تشویق امور با شادابی کارهای خودشان را به خوبی انجام دهند،هرگز کاری بون پیشرفت انجام ندهند،پیشنهادهایی برای بهبود کیفیت داشته باشند.برای موفقیت برنامه های کیفیتی روش هایی وجود دارد که عبارت است از: 1)قانونمند کردن تماس های کمتر در عرض کمپانی و هدایت کردن برنامه توسط مدیر

 .

 


 

ترجمه مقاله برنلی استاد صنایع در دانشگاه ادینبورگ

  چگونه کیفیت روی تیم اثر می گذارد.

کیفیت واژه ای اساسی در فرهنگ مشارکت و کمپانی های می باشد.این مقاله کاربرد اموری که رهبر تیم با کارمندان را بررسی می کند. کیفیت سنگ بنای مدیریت است و باعث می شود که کارگران به خاطر تشویق امور با شادابی کارهای خودشان را به خوبی انجام دهند،هرگز کاری بون پیشرفت انجام ندهند،پیشنهادهایی برای بهبود کیفیت داشته باشند.برای موفقیت برنامه های کیفیتی روش هایی وجود دارد که عبارت است از: 1)قانونمند کردن تماس های کمتر در عرض کمپانی و هدایت کردن برنامه توسط مدیر

 مشارکت های یک طرفه اثر محدودی دارد،نوآوری را کم کرده-2

تاکید روی وظایف یک طرفه،خصوصا انجام کارهای معمولی -3

البته این راهکار متفاوت در سطوح مختلف و کمپانی های مختلف می باشد.

کیفیت چیست؟

در مدیریت ارتباط کامل فعالیت هایی است که خودشان سودآور است و به عنوان رهبر گروه شما می خواهید پیشرفت داشته باشید.

مصرف کننده

به عبارت ساده تر کیفیت چیزی است که مشتری را قانع می کند.نگرانی برای جلب نظر مشتری مهم ترین تصمیم است.کمپانی چیزی را تهیه می کند که مشتری می خواهد.در بازار رقابت مصرف کننده کالایی را انتخاب می کند که کیفیت بهتری داشته باشد. ممکن است در ابتدا محصولات یک کمپانی به فروش برسد اما بدون کیفیت تولید کمپانی مشتری خود رااز دست می دهد.کیفیت هزینه بیشتری را تحمیل می کند اما خرید مشتری این هزینه را جبران می کند.

قابلیت اعتماد

روشن ترین جلوه کیفیت،قابلیت اعتماد محصول است.کیفیت باید بررسی شود و بهترین زمان برای بررسی آن در زمان طراحی و چرخه تولید است.روش های فدیم کنترل کیفیت باعث می شد کار بیشتر برای رفع مشکلات داشته باشد یعنی تئلید در زمان کوتاهی انجام می شد اما اصلاح به زمان طولانی تری نیاز داشت.راهکار جدید کیفیت به بخش های مجزا در طول تولید تقسیم شده است،ممکن است زمان تولید طولانی شود اما اصلاح آن به سرعت صورت می گیرد.

مردم و منابع

در حالی که کیفیت برای افزایش فروش ارایه می شود روش های ارایه بهبود کیفیت حسن های دیگری نیز دارد:برای بهبود کیفیت مکان هایی که بهترین کارآیی دارند شناسایی می شود،مردم مهم ترین منابع در دسترس می باشند.انین دیدگاه مدیریت مهم ترین پیامد در کیفیت را دارد. بون دور شدن از موضوع این مهم است که سود های این کاربرد نیز اشاره شود.امنیت و کارآیی را بالا می برد،نیروی کار یاد می گیرد چگونه رفتار کند،چگونه برنامه ها را آنالیز کند،چه تصمیماتی بگیرد.این مدیریت سنتی سطح بالا باعث کامل شدن کارمندان می شود.کارمندان علاوه بر مشکلات به راه حل ها نیز توجه می کنند.

واژه طولانی

به نظر من مهمترین دیدگاه یک کمپانی معرفی واژه طولانی است که باعث موفقیت می شود.تکرار فروش برای ماه های مختلف مهم می باشد و اعتماد پذیری تولید به آن وابسته می باشد.زمان اختصاص دارد برای امروز تا فردا استفاده شود

کیفیت تیم

در حالی که راه نجات یک شرکت ممکن است به مدیر کمپانی برگردد،سرنوشت یک تیم نیز ممکن است به رهبر تیم برگردد.رهبر تیم می تواند وظایف افراد را تعیین کند.این کاربرد تعمدی اصل کیفیت است که رهبر یک گروه می تواند روی بدست آوردن سود اثربگذارد.بهترین نظر برای رهبر یک تیم این است که افراد دیدگاه های خود را به رهبر بدهند و او بلافاصله آنها را امتحان کند.

شروع کار

یک شبه موفقیت بدست نمی آید بلکه باید استمرار داشته باشد.کیفیت باید یک عادت شود و عادت هم با تمرین زیاد بدست می آید که آن به زمان و آموزش بر می گردد.اگر چه آموزش رسمی لازم نیست اما با آموزش رسمی نتیجه بهتری بدست می آید.برای عادتمندی به کارمندان باید یک مساله را روشن کنید.برای این منظور دو پیشنهاد وجود دارد:اول اینکه آنها را نسبت به زمان مشتاق کنید،دوم اینکه به طور منظم جلساتی راجع به کیفیت برای آنها بگذارید.البته ممکن است جلسات نتایج دلخواهی نداشته باشد اما لازم است برگزار شود.

ساخت تیم

برای بالا بردن کیفیت افراد را به ساخت تیم ترغیب کنید.رهبر تیم باید جو مثبتی را ایجاد کند.بیشتر جنبه ها با تاکید روی کیفیت بدست می آید.شما باید محیطی ایجاد کنید که هر شخص احساس کند به عقیده اش احترام گذاشته می شود.یک روش خوب این است که عقاید هر شخص نوشته شود و در مورد آن بحث شود.روش دیگر این است که با ضمیر جمع صحبت شود((ما می توانیم)).مهم تر اینکه باید درتیم شکست وجود داشته باشد تا بتوان کارآیی تیم را بالا برد.

همیاری دوجانبه

یک دیدگاه مهم می باشد.اگر شما بتوانید این دیدگاه را جا بیاندازید که مشکلات با همراهی هم حل می شود اعضای تیم در کار مشارکت می کنند و نتایج مطلوب بدست می آید.در اینصورت افراد با داشتن اطلاعات و تکنیک های لازم می توانند در کار مشارکت کنند.

آماری

یکی از اساسی ترین مسایل کیفیت،کنترل کیفیت آماری است.اگر شما نتوانید کیفیت را اندازه بگیرید احتمالا آن وجود ندارد. دلایلی  که جمع آوری مطالبی که از نظر آماری مهم است:1)مشکلات شناخته می شود.

اجازه پیشرفت داده می شود.-2

معیاری برای فراموش کردن دیدگاه های قدیمی بوجود می آورد-3

این انگیزه را به کارمندان می دهد تا به پیشرفت نزدیک باشند.پروژه هامنظور اصلی بدست آوردن کلید موفقیت است.-4

یک مثال ساده:هر شخصی می داند که هر شخصی می تواند موفق شود.هر دیدگاه برای بهبود کیفیت می تواند شامل شود:

اهداف-1

روش-2

احتمالات برای درآمد-3

معیار موفقیت برای رقابتکیفیت تولیدهزینه کیفیت کمتر از نبود آن می باشد -4

برای این منظور دو نکته ضروری است

نگرانی رویه و طراحی-1

2)ویژگی های کمک به بررسی کیفیت این پرسش طبیعی است که اگر یک تیم رویه خود را تغییر دهد آیا واژه طولانی آن سودمند می شود.یا باید طرح های خود را نیز تغییر دهد.هیچگاه یک طرح کامل نیست باید زمانی اختصاص داده شود که بهبود آن بررسی شود.این مد نظر نیست روش اجرایی سریعتر شود بلکه ساده سازی مسایل مد نظر می باشد.یکی از منابع مورد استفاده طراحی کیفیت در جهان مستند سازی است.که در پایان تولید خود رانشان می دهد.

کیفیت برای سود

کاربرد اصلی کیفیت تاسیس تیم است.رهبر تیم می تواند از مشارکت تیمی لذت ببرد.که این کلید اصلی موفقیت است.همچنانکه شما باید کارمندان را تعریف کنید شما باید روی کیفیت نیز تمرگز کنید  

نظر بدهید


خلاصه کتاب

 

اخلاقیات شخصیت و اخلاقیات منش:نویسنده با بررسی مقالاتی که از قبل موجود بوده است دریافته است که الگویی در همه آنها وجود دارد.(از سال 1776 به بعد) مطالب و حوادث 50 سال اخیر موضوعات اجتماعی بوده است.مطالب 150 سال نخست اخلاقیات منش بوده یعنی ویژگی هایی مانند تواضع ،فروتنی،شهامت و....طبق این آموزش زندگانی موثر اصول بنیادی دارد و مردم فقط از این راه به خوشبختی می رسند.بعد از جنگ جهانی این نگرش تبدیل به اخلاقیات شخصیت شد.مردم تشویق به خصوصیاتی شدند که تحسین مردم را بر انگیزد و در نتیجه توجه کاذب به وجود آمد.

عظمت اصلی و فرعی:اخلاقیات شخصیات تاثیر قدرتمندی دارد و اخلاقیات شخصیت دارای ارکانی مانند:رشد شخصیت،آموزش مهارت ها دارد.طبق این بحث اگر مردم را به انجام دادن کاری وا داریم که خودمان می خواهیم اما با منش ما سازگاری نداشته باشد در درازمدت نمبی توانیم موفق باشیم.

تاثیر برداشت:7 عادت مردمان موثر حاوی نکات اساسی و بنیادی است و اساس موفقیت را نمایش می دهد.واژه برداشت(Paradigm)ریشه یونانی داردابتدا اصطلاح علمی بوده که امروزه به مفهوم نمونه و نظیرو... بکار می رود.در این بحث منظور نقشه است.عوامل موثر  دیگر مانند دیدن وبودن،برداشت مبتنی بر اصول هستند.

نگاهی به 7 عادت: منش ما اساسا متشکل از عادات ماست.عادات از عوامل قدرتمند زندگی ماست.دراین مبحث عادت را به صورت نقطه تلاقی دانش و مهارت و اشتیاق توصیف می کنیم.دانش یعنی جه باید کرد و چرا؟.مهارت یعنی چگونگی انجام دادن آن ،اشتیاق یعنی انگیزه و میل انجام دادن آن.

7 عادت برای روحیه بخشیدن نیست بلکه هماهنگ با با قواعد طبیعی رشد به هم پیوسته نگرشی ایجاد می کند که موجب پیوستاری بلوغ و اتکا به استقلال و در نتیجه اتکای متقابل در حال پیشرفت می باشد. در پیوستار بلوغ ،اتکا، نگرش  و برداشت توست.استقلال نگرش در برداشت من رست.اتکای متقابل نگرش در برداشت ما است.

توصیف موثر بودن:این هدف عادت به کارآیی ارتباط می انجامد  وثمره دراز مدت دارد.از عواملی که باعث می شود عادت و کارآیی ارتباط داشته باشد:هماهنگی با قانون طبیعی یا اصلی است که آن به عنوان تعادل میان تولید و قابلیت تولید می باشد.کارآیی راستین کنش دو چیز می باشد: انچه تئلید می شود،سرمایی یا قابلیت تولید .

انواع سرمایه:3 نوع سرمایه داریم :فیزیکی،مالی،انسانی.سرمایه فیزیکی باید درست استفاده شود تا بتوان از ثمرات آن بهره مند شد.سرمایه مالی می تواند مهم ترین قابلیت تولید ماست.حفظ تعادل میان تولید و قابلیت تولید در زمینه انسانی حایز اهمیت است.

عادات 7 گانه:1-عامل باشید:اگر گرایش شما ناشی از انعکاس اجتماعی باشد ناشی از عقاید و بینش هاست که از خود داریم.

توصیف عامل بودن:مفهوم ناشی ان بیش از ابداع و ابتکار و آغاز عمل است رفتار ما کنش تصمیمات ماست نه زاییده شرایط ما.مسیولیت : قابلیت پاسخگویی توانایی انتخاب پاسختان ،افراذد عامل این مسولیت را دارا هستند.

اقدام به عمل: طبیعت آدمی ایجاب می کند که دست به عمل بزند نه اینکه مورد نفوذ دیگران باشد ایم امر باعث می شود واکنش خود را نسبت به اوضاع انتخاب کنیم.اقدام به عمل به معنای پرخاشگری نیست بلکه به معنای شناخت مسولیت خود برای پدید اوردن امور می باشد.

زبان واکنشی:مثال هایی مانند:دراین مورد کاری از دستم ساخته نیست،من این طوری هستم،اوخیلی غمگینم می کند،آنها اجازه این کار را نخواهند داد،مجبورم این کار را بکنم.

زبان عامل: مثال هایی مانند:باید سایر راه حلها را در نظر بگیریم،می توانم نگرش متفاوتی را انتخاب کنیم،بر احساسهایم مسلط هستم،می توانم سخنرانی موثری ترتیب دهم.

زبان واکنشی ناشی از برداشت بنیادی جبری و فضای کلی آن، تفویض مسولیت به دیگری است.

عادت2:ذهنا از پایان آغاز کنید:بنیادی ترین کاربرد آن این است که امروز را به عنوان چهار چوب مرجع یا معیاری که هر چیز دیگر توسط آن آزموده شود.مبتنی است بر این اصل که همه چیز دوباره آفریده می شود.همه چیز آفرینش ذهنی یا نخستین آفرینش جسمانی دارد.این اصل وجود دارد که همه چیز دوباره آفریده شوداما همه آفرینشها آگاهانه نباشد.این متون ناشی از افرادند نه اصول.این عادت مبتنی بر اصول رهبری خویشتن است به این معنا که رهبری نخستین آفرینش است.رهبری مدیریت نیست،مدیریت دومین آفرینش است.

عواملی که باعث گسترش عامل بودن می شوند:تخیل و وجدان است.

کانون های مهم در این امور:اگر خانواده محور هستید:

امنیت:مورد پذیرش خانواده باشد و احساس ارزشمند بودن بسته به شهرت خانواده تان می باشد.

هدایت:خانواده برای شما منشا گرایش هاست و معیارهایی برایتان مهم می باشد که مطابق میار های خانواده باشد.

حکمت:زندگی را در قالب خانواده تان تعبیر و تفسیر می کنید

.قدرت:اعمالتان محدود به سنت های خانوادگی است.

اگر پول محور هستید:

امنیت :ان است که که درامد خالصتان بیشتر شود ودر برابر هر چیز که امنیت مالی تان را تهدید می کندآسیب پذیر هستید

.هدایت:معیارهای تصمیم بهره وری است.

حکمت:پول در اوردن، آیینه ای است که زندگی را آنگونه می بیند

.قدرت:محدود به چیزهایی است که که با پول می تواند به انجام برسد.

اگر همسر محور هستید:

امنیت:مبتنی بر رفتار همسرتان احساس امنیت می کنید، در برابر حالات همسرتان آسیب پذیر هستید اگر او با شما مخالفت کند احساس نومیدی می کنید

.هدایت : معیارهای تصمیم گیری مواردی است که باعث می شود همسرتان خوشحال می شود.حکمت:دیدگاهتان بسته است بر اینکه عواملی به طور مثبت یا منفی به ارتباط به همسرتان اثر می گذارد.

قدرت:برای رسیدن به اعمالی که خود و همسرتان در آن ضعیف هستید.

اگر کار محور هستید:

امنیت:خودتان را با نقش حرفه ایتان توصیف کنید.

هدایت:تصمیم گیری ها مبتنی بر نیازهای کارتان است.

حکمت:گرایش دارید به نقش شغلی خود محدود شوید.

قدرت:به مقررات سازمانی دقت نمایید.

در نتیجه اصولی در زنگی وجود دارد که به طور خلاصه عبارتست از:پول،خانواده،همسر،خود،کلیسا،دشمن،دوست،تفریح،کار که بعضی از امور در بالا توضیح داده شد.

عادت3:ابتدا امور نخست را بررسی کنیم:

باید بتوان به پرسش هایی پاسخ دادمانند:به کاری اشاره کنید که با انجام تغییری در زندگانی شما صورت می گیرد؟با انجام چه کاری نتایج مشابهی دست می یابیم؟عادت3 جلوه عملی عادت 1و2 است.عادت1 مشخص می کند که شما مسولیت اعمال خویش می باشید.که براساس قوه تخیل،وجدان،اراده و خودآگاهی پی ریزی شده است.عادت2 درباره خلقت یا افرینش ذهن است که بر پایه قوه تخیل استوار است.پس عادت 1و2 پیشنیاز 3 و از ارکان اساسی آن عادت به شمار می رود.

در این عادت ما به پرسش هایی فراوانی درباره زندگی و مدیریت زمان پاسخ می گوییم که بهترین دیدگاه این است که: سازماندهی و اجرا بر اساس اولویت ها ست.مدیریت زمان به طور فشرده نمایانگر 4 نسل مدیریت زمان است که عبارتند از:ضروری:(اضطراری:فعالیت مربوط:بحران ها و طرح های مهلت دار،غیر اضطراری:فعالیت مربوط:ابجاد روابط،شناخت فرصت تازه،برنامه ریزی سازنده)،غیر ضروری:(اضطراری:فعالیت مربوط:گسیختگی ها،بعضی از امور فوری،عیر اضطراری:کار های پش پا افتاده،بعضی از مکالمات تلفنی،اتلاف وقت و سرگرمی)

پیروزی عمومی:اصولی برای عاطفه ما:درک طرف مقابل،توجه به چیز های جزیی،وفای به عهد،آشکار کردن توقعات،اثبات تمامیت وجود،عذر خواهی خالصانه برای برداشت از حساب.

عادت4:برنده/برنده بیاندیشید

برنده/برنده،برنده/بازنده،بازنده/برنده،بازنده/بازنده،برنده/برنده یا صرفنظر

برنده/برنده:چها چوبی از ذهن و قلب است که به  مداوم در تمام جنبه های ارتباطی اثر دارد.

برنده/بازنده:روش مستبدانه و خود کامه استبا این مفهوم که من به مقصود می رسم اما شما چیزی عایدتان نمی شود

بازنده/برنده:کسانی که از حقوق خود چشمپوشی می کنند و مردمان خودخواه را به شایستگی ارضا می کنند.

بازنده/بازنده:افراد یک دنده و لجباز و خود خواه با یکدیگر ارتباط برقرار کنندکارشان به ایم امر می انجامد.

برنده:ارتباط برنده ارتباط متداول دیگری است که طرفین صرفا به برنده شدن فکر می کنند.

برنده/برنده یا صرفنظر:اگر در معامله ای دو طرف نتوانند به راه حل مبتنی به مشارکت و تعاون دست یابند به این اصل توجه می کنند.

کدامیک ازآنها بهتر است:بسته به شرایط و موضع است.

عادت5:نخست بخواهید بفهمید،آنگاه جویای تفاهم باشید.

منش در ارتباطات:ارتباطات در زندگی بهترین فن محسوب می شود.همه ما در طول روز با یکدیگر در ارتباط هستیم.رعایت اصل نست بخواهید بفهمید مستلزم تغییر ژرف عمیقی در برداشت و نگرش شماست اغلب مردم به نیت پاسخ دادن به سخنان دیگران گوش می کنند و نه اینکه قصد درک آنرا داشته باشند.

4 برخورد ناشی از قیاس به نفس:1-ارزیابی:با انجام کاری مخالفیم و یا موافقیم،2-بازجویی:با توسل به چهارچوب های ذهنی خود مخاطب را سوال پیچ کنید.3-تحمیل پند و اندرز:بر اساس تجارب شخصی مان نصایح حکیمانه خود را بر دیگران تحمیل می کنیم.4-تعبیر و تفسیر:رفتار و انگیزه های دیگران را بر حسب رفتار خود می سنجیم.

مهارت در این فنون مستلزم رعایت مراحل زیر است:1-مضمون تقلیدی:کم اثر ترین بخش گوش کردن همدلانه است اگر بر اساس روابط استوار نباشدرفتاری اهانت آمیز تلقی می شود و طرف مقابل را به سکوت دعوت می کنیم.2-بیان محتوا در قالب الفاظ دیگر:این مرحله در مقایسه با مرحله اول موثرتر است اما هنوز ارتباط طرفین به کلمات محدود هست.3-انعکاس احساسات:این مرحله نیمکره راست مغز ما را به تحریک وا می دارید 4-بیان محتوا و احساسات در قالب الفاظدیگر:این مرحله ترکیبی از مراحل 2و3 است.

عادت6:نیروی جمعی ایجاد کنید:

نخستین شرط همکاری موفقیت آمیز هر گروه این است که در پرتو تعاون متقابل اجتماعی موفقیت ها را جستجو کنیم.نیروی جمعی : در حقیقت برآیند نیروی جمعی از جمع تک تک نیروها بیشتر است یعنی رابطه اجزا با یکدیگر جزیی جداکننده تلقی می شود.

روحیه تیمی وارتباطات:روحیه تیمی مانند خلاقیت سرشار از هیجان می باشدیکرنگی و خلوص نیت در ارتباطات شگفتی می آفرینند.پست ترین سطح ارتباطات ناشی از موقعیت هایی است که در پایین ترین حد اعتماد به وجود می آید از علایم این گونه ارتباطات،اتحاد در مواضع دفاعی و رفتار نیکوی دیگران است.

نیروی جمعی منفی:غالب مردم برای حل مشکلات خویش،جود را بر سر دو راهی می بینند و هرگز راه حل سومی را سراغ ندارند.وقتی مردم می کوشند با اتکای متقابل به حل مساله بپردازند نیروی زیادی تلف می شود.

تجزیه و تحلیل میدان نیرو:در مواقعی که دو نفر به یکدیگر متکی هستند،روحیه تیمی چون اهرمی نیرومند با نیروهای مخالف به مقابل می پردازد.مثال عینی این مطلب طبیعت است.

عادت7:اره را تیز کنید:

این عادت یعنی قابلیت تولید فردی.این عادت عامل موثری در نگهداری و ارتقا بزرگترین توانایی ها و سرمایه زندگی تان می باشد.