فرازهایی از توصیه های مدیریتی مولای متفیان در باب مسایل اخلاقی


پرتویی از توصیه های مدیریتی "حضرت علی (ع)"

   (عباس شریفی_کارشناس مدیریت)

1-عملی کردن طبق برنامه و زمان:

   کسی که به کارهای مختلف می پردازد، نقشه ها و پیش بینی هایش به جایی نمی رسد.

                                                    (حکمت 403 نهج البلاغه)

2-توجه به آموزش و داشتن روح علمی و تحقیق:

   کتاب خدا را به شما تعلیم دادم، راه و رسم استدلال را به شما آموختم. آنچه نمی شناختید به شما شناساندم. آنچه لقلقه زبانتان بود و از آن آگاه نبودید، با بیان و توضیح خویش مفهوم و به ذائقه فکرتان گوارا ساختم. 

 (خطبه 181 نهج البلاغه)

3- متانت و درنگ در سخن گفتن:

   متانت و درنگ در سخن گفتن دلیل واقع گویی است.

(خطبه 100 نهج البلاغه)

4- پرهیز از مداهنه و تملق و سرکوب آن در خود و دیگران:

   مداهنه و تملق و چاپلوسی نکنید که شما را به ارتکاب معصیت می کشاند.

 (خطبه 86 نهج البلاغه)

5- مشورت با دیگران و استقبال از آرای خوب آنان:

   آن کسی که آرای گوناگون را استقبال کند موارد خطا و اشتباه را می شناسد.

                                                                            (  حکمت 164 نهج البلاغه)

6-وفا به تعهدات:

ای مردم ، وفا همراه صدق است و من سپری نگهدارنده تر از وفا نمی بینم.

 (خطبه 41 نهج البلاغه)

 

7- دوری از افراط و تفریط در امور:

   انحراف به چپ و راست (افراط و تفریط) گمراهی و اعتدال، راه درست است.

 (خطبه 16 نهج البلاغه)

8-ارزشیابی و کنترل  و نظارت دایم :

   بخشی از نامه امام علی (ع) به مالک اشتر:  " پس از آن از قضاوت او بسیار خبر گیر و وارسی کن."

 

9- تقسیم کار و تعیین حدود و وظیفه:

   هریک از خدمتکارانت را کاری به عهده بگذار و آن را بدان کار بگمار تا هر یک وظیفه خویش بگزارد و کار را به عهده دیگری نگزارد. 

  (نامه 31 نهج البلاغه)

10-رعایت تخصص (مهارت و توانایی) در انتصابات:

   ای مردم سزاوارترین  شخص برای امور مهم تواناترین آنان است نسبت به آن .

 (خطبه 172 نهج البلاغه)

11- داشتن جاذبه و دافعه:

  عاجز ترین فرد کسی است که در یافتن دوست ناتوان باشد و از او ناتوان تر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد.  ( حکمت  12 نهج البلاغه)

12-دوری از شتاب زدگی در کارهای مهم :

   و بپرهیز از از شتاب زدگی در کارهایی که هنوز زمان انجام آن نرسیده است.

  (خطبه 53 نهج البلاغه)

13- پاسخگویی به مردم:

   در بخشی از نامه به مالک اشتر آمده: "دیگر برطرف ساختن نیازهای مردم است در همان زمان که به تو عرضه می شود و در حوصله ی دستیاران تو نیست."

 

14- تمهید مقامات و زمینه سازی برای اجرای برنامه ها:

   کسی که دست به چیدن میوه نارس ببرد، چونان کشاورزی است که در غیر زمین خود بکارد.

(خطبه 6 نهج البلاغه)

15-انتقاد پذیری:

   در بخشی از نامه به مالک اشتر می فرمایند: "آن کس را بر دیگران برگزین که سخن تلخ حق را بیشتر به تو گوید."

 

16- انعطاف پذیری :

    در برابر مردم فروتن باش و با آنان نرم خویی و انعطاف پیشه کن. 

 (خطبه 27 نهج البلاغه)

17- متقاعد کردن مراجعین:

   در بخشی از نامه به مالک اشتر می فمایند: "هرگز نگو مامورم و معذور، هرگز مگو به من دستور داده اند و باید کورکورانه اطاعت کنم . هرگز طمع مدار که کورکورانه از تو هدایت کنند".

 

18-اعتراف به ندانستن در امر غیر مربوط:

   کسی که جمله نمی دانم را ترک کند خود را به کشتن خواهد داد. 

(حکمت 85 نهج البلاغه)

19- گفتار و بیان احترام آمیز:

   آگاه باشید ای مردم، زبان صالحی را که خداوند به انسان عنایت می فرماید، که انسان آن زبان صالح را در ایجاد سعادت برای  مردم به کار ببرد؛ برای او بهتر است از مالی که آن را به ارث ببرد که سپاسش را به جای نیاورد.

 (خطبه 120 نهج البلاغه)

20- خود ارزیابی و خود سنجی :

   ای بندگان خدا پیش از آنکه مورد سنجش قرار بگیرید خود را بسنجید، و قبل از آنکه شما را به پای حساب ببرند به حساب خود برسید.                                                                                                                                                       (خطبه 90 نهج البلاغه)