نقطه تماس دانش و مهارت و اشتیاق را عادت گویند .

دانستن اینکه چه کاری را به چه دلیل انجام میدهیم دانش است. مهارت یعنی دانستن شیوه اجرا و اشتیاق میل انجام به کار است.

برای شکستن عادتها به راه حلهای فوری توجه نکنید زیرا برخلاف قوانین طبیعت است. تنها راه خرمن کردن محصول در پاییز کاشتن بذر آن در بهار و آبیاری و پرورش و مراقبت از آن در تابستان است.

در این کتاب به بررسی هفت عادت اساسی و بنیادی می ÷ردازیم. این عادتها به درمان مشکلات مزمن و ایجاد امکانات تازه می پردازند و مستقیما به موثر بودن ارتباط می یابند که آن را تعادل P.PC   می خوانیم P  به مفهوم تولید و PC  به مفهوم قابلیت تولید.


هفت عادت  مردمان مؤثر

 

 

هر رابطه ای را به شش طریق میتوان بهبود بخشید:

 

·         مهربانیهای ساده و کوچک

·         صداقت

·         تصریح و تشریح توقعات

·         وفاداری

·         تمامیت وجود (حس تعهد نسبت به اصول)

·         در موقع بروز اشتباه صمیمانه پوزش بطلبید

حال هفت عادت مردان موثر را بررسی میکنیم شایان ذکر است ترتیب این عادتها بسیار مهم میباشد. اگر سه عادت نخست را ریشه بدانیم میتوانیم سه عادت بعدی را ثمره بخوانیم. تاثیر این عادتها را به محض دریافت خواهید دید.

 

عادت اول : عامل باشید

 

اساسی ترین عادت عامل بودن است. عامل بودن یعنی مسئولیت

خود را به عهده گرفتن،ملامت نکردن اوضاع و شرایط یا

اشخاص. واژه responsibility در اصل response-ability یعنی

"توانایی پاسخگویی" بوده است. مردان موثر "عامل"اند.

در نتیجه رفتارشان حاصل تصمیم و انتخاب آگاهانه خودشان

و  مبتنی بر ارزشها ست. سه نظریه جبرگرایی وجود دارد .

که مستقلا یا تواما  برای توجیه نهاد انسانها پذیرفته شده

 است:

·         جبرگرایی ژنتیک (آنچه هستید حاصل پدر و مادر و اجداد

شماست)

 

·         جبرگرایی روانی (آنچه هستید حاصل نوع تربیت شماست)

·         جبرگرایی محیطی (آنچه هستید حاصل رفتار اطرافیان و خط

مشی جامعه است)

نتیجه : "هر که چرایی دارد با هر چگونه ای خواهد ساخت"

حلقه نگرانی حلقه نفوذ

افرادعامل همه تلاش خود را بر حلقه نفوذش می گذارد یعنی

به مسائلی می پردازد که زیر نفوذ مستقیم خودش است. حال

آنکه فرد واکنشی بر حلقه نگرانی خود یعنی نقاط ضعف سایر

مردم ومشکلات محیطی و...  متمرکز است.

اگر بخواهیم از اصطلاحات کامپیوتر استفاده کنیم عادت 1

یعنی خودتان برنامه نویس هستید.

 

عادت دوم : ذهنا از پایان استفاده کنید

 

مفهوم این عادت این است که به روشنی مقصدتان را بدانید

 به اصطلاح کامپیوتری عادت 2 می گوید.

برنامه خود را بنویس. جوهر عادت 2 نوشتن شعار رسالت شخصی

است و می توان آن را "عادت رهبری" خواند.

مدیریت یعنی درست انجام دادن امور و رهبری یعنی انجام دادن

 امور درست. رهبری به تعیین مسیر می اندیشد. مدیریت به

 امور لجستیکی و اجرایی آن می پردازد.

خوانواده ها اصولا بجای رهبری -هدایت وایجاد هدف- به تله

 مدیریت ( یعنی به جزئیات و کنترل کردن وکارایی و قوائد)

می افتند.

عادت 2 ایجاد شعار رسالت یا نظام ارزشی و مانند وضع

 قانون اساسی کشوراست. برای انجام آن باید عامل باشید.

 یعنی نخست معتقد باشید که خودتان برنامه نویس هستید.

آنگاه برنامه را بنویسید.

 

 

عادت سوم : نخست امور نخست را قرار دهید

 

مردان موثر به جای مدیریت زمان به مدیریت خویشتن

 می پردازند. عادت 3 در واقع به تحقق درآوردن عادت 2

است.

             زمانبندی :

 

ارزشمند :

·         اضطراری

فعالیتهای مربوط به: بحرانها, مشکلات فشارآورپروژه های مهلت دار

 

·         غیر اضطراری

فعالیتهای مربوط به: پیشگیری, امور مربوط

بی ارزش :

·         اضطراری

فعالیتهای مربوط به:گسیختگی و انقطاعبعضی جلسات, امور فشارآور و فوری

·         غیر اضطراری

          فعالیتهای مربوط به: مشغله های کم اهمیتبعضی از نامه ها                                          و تلفن هااتلاف وقت

در فعالیت های ارزشمند کلید مدیریت موثر است. مردمان موثر خود را از فعالیتهای بی ارزش  برحذر می دارند, زیرا خواه اضطراری و خواه غیر اضطراری مهم نیستند.

کلید این است که از طریق عادت دوم به رسالت خویش بیندیشید و نقشها و هدفهایتان را تعیین کنید و از طریق عادت 3 براساس آن اولویتها و ارزشها, برنامه ریزی و به آن عمل کنید.

 

عادت چهارم : برنده برنده بیندیشید

مفهوم نگرش "برنده برنده" این است که همواره جویای منافع متقابل و دو یا چند جانبه باشید. با این نگرش زندگی میدان همکاری می شود نه رقابت.

نگرش برنده برنده فلسفه جامع زندگی و ارتباط متقابل وقانون طلایی عمل ، ودارای 5 بعداست :

·         منش ( پرورش عادتهای 1 ، 2 ،3 )

·         کیفیت رابطه ( ایجاد بانک عاطفی )

·         توافقهای بعمل آمده ( انتظارات و توافقها)

·         نظامها ( چگونگی سازمان دادن به روشهایی که نگرش برنده برنده ایجاد می کند)

·         فرآیندها ( چگونگی اجرای ابعاد بالا تا از فرآیندها یا قوانین طبیعی تخلف نورزند )

 

شهامت و ملاحظه دوعنصر ضروری برای نگرش برنده برنده است .

برای اینکه برنده برنده بیندیشید فرآیند 4 مرحله ای زیر را پیش گیرید.

اول : مسئله را از دیدگاه طرف مقابل بنگرید .

دوم : نگرانیها یا نکته ها و مسائل عمده و کلیدی را مشخص کنید .

سوم : مشخص کنید که کدام نتایج ، راه حل قابل قبول یا مطلوب خواهند بود.

چهارم : سایر راه حل ها و امکانات تازه ای را که می توانند همان نتایج را ایجاد کنند مشخص کنید.

 

عادت پنجم :نخست گوش فرادهید سپس بخواهید به شما گوش کنند .

عادت 5 می گوید نخست گوش کننید . آنگاه بخواهید مورد تفاهم قرارگیرید . عادت 5 مستقیماً به شیوه ارتباط برقرارکردن مربوط می شود و کلید ایجاد همدلی و روابط مبتنی بر نگرش "برنده / برنده " است.

توان آزمایی نگرش " برنده / برنده " شیوه گوش دادن است تا بتوانید دریابید طرف مقابل ، آن وضعیت را چگونه می بیند .

 

عادت ششم : سینر‍‍ژی ( انرژی گروهی ایجاد کنید )

سینرژی یعنی کل بزرگتر ازمجموعه اجزای آن است . رابطه میان اجزا نشانه وجود اجزا است

بزرگترین راز سینرژی ، ارج نهادن به تفاوتهای یکدیگر است .

انسانی می تواند واقعاٌ موثر باشد که درنهایت تواضع و حرمت به تفاوتها ، محدودیتهای ادراکی خویش را دریابد. زیرا آن تفاوتها بر دانش و فهم خودش از واقعیت می افزاید . اگر با تجربه های خودمان تنها بمانیم هموازه از کمبود اطلاعات رنج می کشیم .

 

عادت هفتم : اره راتیزکنید.

عادت هفتم عبارت است از ایجاد مجال برای تیزکردن اره یا بازسازی خویشتن . مابقی 6 عادت مبتنی بر این عادت است . عادت هفتم  چهار  بعد دارد :

·         مراقبت موثر ازجسم و توجه شایسته به تن

·         جنبه معنوی ( تعیین ارزشها ، تعهدات ، مطالعه و مراقبه )

·         جنبه ذهنی ( مطالعه ، تجسم خلاق ، برنامه ریزی ، نوشتن )

·         جنبه اجتماعی / عاطفی ( خدمت ، همدلی ، ایجاد سینرژی ، احساس ایمنی فطری )

یک عادت جدید:

On Time باشید.در برخوردهای روزانه و قرارهای ملاقات On Time بودن شما نشانه ی جدیتتان را در کارهایتان نشان می دهد.مخصوصا در مواردی که جلسه ی شما کاملا رسمی می باشد.