یک سازمان خلاق:شرکت google به عنوان یک سازمان خلاق مثال بسیار مناسبی است چرا که با تمامی ویژگی­های یک سازمان خلاق سازگاری دارد. به عنوان مثال google land (این که کارکنان  این شرکت کارهایشان را در هر زمان و مکانی می توانند انجام دهند)کارکنان بیشترین حرمت ممکن را دارند، از کار لذت می­برند، در هر جا و مکانی از ایده­های نو (عجیب و غریب) آنها استفاده می­شود و تغییر در سازمان برای هر یک از کارکنان، و کل سازمان یک ارزش محسوب می­شود.در این سازمان کارکنان از آموزش­های متفاوت بهره می­برند و در پروژه­های تحقیقاتی سرمایه گزاری­های کلانی صورت می­گیرد.


یک فرد خلاق:مدیر عامل و رئیس شرکت صنعتی «دِبلِه» (تهران ایران) نمونه­ی بارزی از فرد خلاق است.انعطاف­پذیری در انجام کارها، اقدام به اجرای پروژه­های سخت و دور از ذهن، سرپیچی از برخی آیین­نامه­های دست و پا گیر، نارضایتی از مسائل و اقدامات کنونی و توانایی بالای این فرد در اجرای اولین سدِّ لاستیکیِ آب بندِ ایران که کاری بسیار دشوار و برای اولین بار بود حاکی از خلاق بودن این فرد است.

یک فکر بکر: شرکت طراحی لباس NIMANY که توسط یک جوان ایرانی در امریکا راه اندازی شد ایده­هایی را در سر می­پروراند که یکی از بکرترین ایده­هاست.فکر تلفیق هنر و فرهنگ ایرانی در پارچه و لباس و ایجاد طرح­های نو و تازه، ترکیب هنر خوشنویسی و خط نستعلیق در T-shirt ها  و لباس­های زنانه و مردانه، استفده از «لُنگ» به عنوان عاملی در لباس­ها و ... به جرأت یک فکر بکر و یک ایده­ی جالب است.